photoalefbe

 

عکاسی صنعتی- تبلیغاتی

1- عکاسی صنعتی

 

 

عکاسی از کارخانه‌های صنایع سنگین و سبک و کارگاه‌های صنعتی

 

 

عکاسی از صنایع، متاسفانه جزو دروس درسی و کارگاهی دانشکده‌های عکاسی نیست و این رشته‌ی عکاسی را باید خودتان یاد بگیرید. این کاملاً طبیعی و قابل درک است که صاحبان صنایع و طراحان صنعتی-تبلیغاتی توقع دارند که شما نه تنها با نور پردازی در استودیو محصولات و تولیدات ، بلکه کارخانه و خط تولید آن را نیز بتوانید عکاسی کنید. طول و عرض سالن‌های کارخانه‌ها در بسیاری مواقع اندازه چند سالن ورزشی، استخر سرپوشیده- بسکتبال- والیبال و امثالهم وسعت دارد. مهمترین مسئله و مشکل شما نورها- نورپردازیها و محاسبه‌ی نور سالن‌ها است.

 

خوشبختانه چون صدها کارگر حرفه‌ای در سالن‌ها کار میکنند. نور سالن‌ها برای عکسبرداری کافیست مشکل بزرگ، تفاوت و تنوع رنگ چراغ‌هاست. اگر در یک کارخانه، لامپ‌های نئون، لامپ‌های گازی و بالای دستگاه‌ها لامپ‌های معمولی قرار داشته باشند در ضمن از پنجره‌ها هم نور روز وارد سالن بشود، در نتیجه چهار منبع متفاوت نور داریم با توجه به اینکه از چه فیلمی برای عکاسی استفاده کنیم. سالن کارخانه بفراخور اینکه در هر قسمت کدام چراغ و نور غالب است به رنگهای سبز کدر و کثیف، آبی روشن و زرد و قرمز و یا زردچوبه‌ای تغییر رنگ خواهد داد و نه تنها کارخانه‌ مانند چلوکبابی‌ها رنگ و وارنگ خواهد شد بلکه بخاطر تفاوت شدت نورها هر قسمتی برای خود تاریک‌تر یا روشن‌تر خواهد شد و کنتراست سالن و وسائل داخل آن حتی سیمان کف سالن به چند رنگ در خواهد آمد. با کمک فیلتر و چند بار نور دادن روی یک فیلم و خاموش و روشن کردن لامپ‌ها در زمان عکسبرداری و بفراخور فیلتری که جلوی دوربین قرار میدهیم و در ضمن نوع فیلم (نور روز یا نور‌مصنوعی) میتوانیم رنگ سالن را یک دست کرده و در ضمن شدت کنتراست را نیز متعادل کنیم.

 

مسئله دوم انتخاب اندازه دوربین و محل قرار دادن سه پایه دوربین است.

 

در عکاسی از سالن صنایع فلزی و نساجی و کارخانه‌های وسیع و بزرگ به دوربین‌های قطع بزرگ احتیاج پیدا میکنیم که دلایل منطقی و علمی دارد. در ضمن مجبوریم آنرا روی سه پایه‌ی سنگین و حرفه‌ای نصب کنیم.

 

صاحبان صنایع برای نمایش کارخانه‌ی خود مخصوصاً اگر مدرن و پیشرفته هم باشد جای وسیع و دیوار بزرگی را در غرفه‌ی نمایشگاه‌های داخلی و خارجی صنایع در نظر میگیرند که عکسی به طول 5 متر یا بیشتر نصب‌کنند که این چاپ متری از فیلم‌های کوچک و دیجیتال ممکن نیست و کیفیت حرفه‌ای نخواهد داشت.

 

دیگر اینکه برای نمایش تمام سالن به لنزهائی احتیاج داریم که حداقل 90 و حداکثر180 درجه بتواند بیاندازد که این کار فقط با لنزهای سوپرواید یا چشم ماهی عملی است. متاسفانه انتخاب اجباری این لنزها با خود اشکال و عیب بزرگی بوجود میاورد و آن تغییر پرسپکتیو سالن است و همه‌ی سالن و دستگاه‌ها کج و غیر واقعی خواهند شد و مجبوریم دوربینی بکار ببریم که پرسپکتیو با آن قابل کنترل و اصلاح باشد که فقط با دوربین‌های بزرگ یا فانوسی ممکن است و فیلم‌های آن نیز در ابعاد: 20x25cm, 13x18cm, 10x12cmتولید میشود. در ضمن حتماً باید همراه سه پایه محکم و مجهز از یک ارتفاع معقول که فضای کامل سالن و تمامی دستگاه‌های موجود، از آن زاویه قابل رؤیت باشد. مثلاً از بالای لیفت تراگ عکاسی شود.

 

در بعضی از کارخانه‌ها نور موجود به اندازه کافی در سالن‌ها نصب نشده. ما باید با خودمان نورهای وسیع و نرم و هم‌چنین نورهای قوی و متمرکز داشته باشیم تا بتوانیم فضا و نقاطی را که تاریک شده و نمی‌پسندیم روشن کنیم و یا مدت طولانی مثلاً چند دقیقه شاتر دوربین را باز گذاشته با یک سیم بلند، چراغ بدست در فضا و  زاویه‌ای که انتخاب کرده‌ایم حرکت کرده و نقاط تاریک را بمدت مورد احتیاج از فاصله‌ی حساب شده نورمالیکنیم که این تکنیک را باید بیاموزیم و تمرین کنیم تا بتوانیم یک عکس مورد قبول و بدون نقص فنی و تکنیکی از سالن کارخانه تهیه کنیم که هم برای نمایشگاه و هم کاتالوگ و هم همراه تبلیغ کالای تولیدی آن سالن در تبلیغات و آگهی‌های مربوط به آن کارخانه صنعتی استفاده خواهد شد.

 

جزئیات دیگری نیز هست که باید دقت کنیم. که هم به سفارش دهنده و هم عکاس مربوط میشود:

 

در سالن‌هائی که تولیدات ذوب فلز یا اشیاء سنگین یا هر تولید خطر آفرین دیگری دارند کفش ایمنی کارگران، کلاه و ماسک ایمنی و لباس کار آرم‌دار اجباری است و کمبود و عدم رعایت قوانین ایمنی فوق اشکال قانونی دارد.

 

نظافت راهروهای بین دستگاه‌ها، سالم بودن تمام چراغ‌هائی که در تصویر دیده میشوند. دیده نشدن سطل‌های آشغال، تعویض شیشه‌های شکسته‌ی پنجره‌ها. پر بودن و مرتب بودن خطوط و سطح نقاله‌ها در خط تولید اهمیت دارد و اصلاح آن با کامپیوتر بسیار وقت گیر است و نتیجه رضایت بخشی هم نخواهد داشت و بهتر است در هنگام عکاسی یکایک مسائل فوق را که تذکر دادم رعایت نمائیم.

 

کارگر جلوی کادر که صورت او کاملاً واضح و مشخص است باید با انتخاب شما و موافقت مسئول آن قسمت باشد که بعداً اشکال ایجاد نکند. معمولاً در هربخش باید از کارگران همان قسمت انتخاب کنیم.

 

تمیز بودن، سالم و خوش فرم بودن اندام، نگاه حرفه‌ای به دستگاه و کنترل خط تولید توسط او که نشان دهنده نظم و ترتیب و سرعت و تسلط کارگرحرفه‌ای کارخانه میباشد. در تصویر اهمیت فراوانی دارد.

 

حتماً با یک دیدار کوتاه از سالن و مشورت با مسئول هر قسمت، زاویه‌ی مناسب، دستگاه مهم و قابل توجه و سایر مسائل مربوط به سالن را متوجه میشوید و اشکالات دیگر را که شما بعنوان عکاس میبینید و برای آنها چندان مهم نیست توسط خود آنها باید رفع کنید. با رعایت همه مسائل و قوانین عکاسی صنعتی و تبلیغاتی میتوانیم به یک عکاس حرفه‌ای صنعتی تبدیل شویم. بعضی مواقع صاحبان صنایع، نمای کامل کارخانه را در فضای آزاد از سه زاویه‌ی، درب ورودی- از بالای برج آب یا دکل کارخانه و یا از آسمان با هلیکوپتر نیز سفارش میدهند که بفراخور زاویه‌ی تابش خورشید ساعت عکسبرداری و هوای مناسب، تمیز کردن فضای کارخانه و فضای سبز و نظافت دیوارها پاک کردن شعارها و نوشته‌ها نظم و ترتیب ماشین‌های کارمندان در پارکینگ و احتمالاً قرار دادن یک کامیون در حال دریافت کالا از انبار که آرم و نوشته‌ی کارخانه را داشته باشد به زیبائی و حرفه‌ای بودن عکس کمک میکند.

 

در عکس هوائی هم باید ساعت پرواز در رابطه با بهترین زمان تابش زاویه خورشید باشد. فاصله‌ی عکاسی با هلیکوپتر از سایت کارخانه در رابطه با لنز دوربین شما و ارتفاع پرواز، بلندی سالن‌ها و ساختمان اداری خواهد بود که با یک بار گردیدن دور کارخانه تقریباً زوایای مناسب و فاصله لازم و لنز مناسب را پیدا خواهید کرد سرعت شاتر باید حتماً از 500/1 کمتر نباشد و بخاطر لنز و فاصله، متراژ خودبخود بی‌نهایت و دیافراگم معمولاً بین 4 و 5.6 یا 8 است که به شدت نور نوع فیلم شما مربوط میشود.

 

مهمترین مسئله‌ای که باید همیشه و در همه حال رعایت کنید صاف قرار گرفتن خط افق است. در تمام عکس‌ها زمین و کارخانه باید با بالا و پائین تصویر موازی باشد. اگر در کادر انتخابی شما افق وجود ندارد خیلی سریع دوربین را اول با افق موازی کرده و بدون تغییر وضعیت دوربین کادر انتخابی خود را عکاسی کنید.

 

استثنائاً در بعضی از عکسهای  مفهومی و مدرن میتوان کادر را کج کرده و کارخانه را در حالت افتادن عکاسی کنیم. ظاهراً سالن یه‌وری شده  و کارخانه در حال ریختن در عکاسی مدرن دیگر اشکال ندارد!!

 

نوع دیگری از عکاسی صنعتی- تبلیغاتی و موارد غیر معمول مصرف آن نیز وجود دارد که بد نیست یاد بگیرید.

 

در عکاسی صنعتی معمولاً لغت تبلیغاتی را هم به آن می‌چسبانند و به عکاسی صنعتی- تبلیغاتی معروف و شناخته میشود. مقصود این است که عکاس باید عکسی بیاندازد که صاحبان صنایع یا طراحان کاتالوگ‌های صنعتی قبول داشته باشند و کار و تولید آنها را زیباتر، مدرن‌تر، مرتب‌تر و مفیدتر نشان بدهد در سالن‌های بسته‌بندی لبنیات و خوراکی‌ها زنبور و مگس حق ورود ندارند و فوراً قتل عام خواهند شد حال اگر یک عکاس هوس کرد یک سوسک را که روی خط تولید پنیر پاستوریزه مشغول قدم‌زدن و ناخنک زدن پنیر است عکاسی کند امیدوار نباشد که صاحب کالا یا طراح، برای این عکس پول بپردازد و از آن استفاده کند یا اگر در خط تولید ذوب آهن و سایر فلزات یک شیار سرخ رنگ مواد مذاب کف سالن راه افتاده و بصورت مارپیچ نهر براق و روشن سرخ رنگی که بسیار هم دیدنی و جذاب است تولید نموده، توقع نداشته باشیم صاحب کارخانه و مسئول تبلیغات یا روابط عمومی برایمان هورا بکشند و دو برابر هم پول عکاسی به ما بدهند.

 

ولی از نظر عکاسی هنری و غیر صنعتی اینجور عکس‌ها که تنوع فراوانی هم دارند خوراک نمایشگاه‌های عکاسی است و شانس برنده شدن هم دارند. در یکایک کارخانه‌های صنعتی و کارگاه‌های تولیدی مخصوصاً نوع قدیمی و کهنه آن صدها سوژه و زاویه و فرم جذاب وجود دارد قاطی کردن تکنیک عکاسی، استفاده از لنزهای مختلف، فیلترها و فیلم‌های مخصوص با این گونه صحنه‌ها و سوژه‌های رنگی و کنتراست، مطمئن باشید عکس‌های جذابی خواهند شد اگر یک ایده‌ی خاص هنری در سر دارید. معمولاً بما اجازه نمیدهند در سالن‌های کارخانه‌ها قدم بزنیم و از صحنه‌های کمدی یا خرابی‌ها و معایب و حوادث منفی عکس بیاندازیم. بهتر است در حین عکسبرداری صنعتی- تبلیغاتی که با کمک دوربین و وسائل و هنر تجربه، مشغول تبدیل کارگاه و کارخانه درب و داغون به یک کارخانه مدرن و امروزی هستید، تعدادی هم از اون جور عکس‌ها بیاندازید. توصیه میکنم آرم و نوشته و اسم شرکت در عکس دیده نشود. چهره مسئولان و کارگران در کادر نباشند، محصول هم نشان ندهد در کدام کارخانه هستیم. بعد از ظهور، این عکسها را جدا کرده و در آرشیو هنری- تکنیکی خود بایگانی کنید مسلماً برای نمایشگاه‌های حتی صنعتی تولیدی، آرشیو جذاب و دیدنی تهیه کرده‌اید. فقط شانس فروش آن کم است مگر اینکه فرم، رنگ، طرح و کنتراست آن عکس خیلی خلاق و جذاب شده باشد.

 

مشتری دیگر این گونه عکسها مطبوعات هستند. معمولاً روزنامه‌نگاران صنعتی- تبلیغاتی از کم کاری، کهنگی و عدم کارآئی کارخانه و کارخانه‌دارها مقالات انتقادی فراوانی مینویسند که فقط عکسهای آن چنانی و ابتکاری شما در لابلای نوشتارهای آنان جا دارند و احتمالاً کمی هم بودجه برای عکس‌های مقالات خود دارند که حق مسلم شماست. البته پول زیادی نیست و تا حدی جبران اجرت کم عکسبرداری صنعتی را میکند. بعضی مواقع، خرابی‌، نارسائی‌ و کهنگی‌هائی که شما انداخته‌اید شرکت‌های بیمه و یا یدک‌سازان هم مشتری‌های دیگر آن هستند که اگر از تمام نمونه‌های خود یک cdداشته باشید یا مثل قدیم‌ها آلبوم نمونه از اینگونه عکس‌ها داشته باشید، طراحان گرافیست برای پوسترهای خود از آنها استفاده می‌کنند. زنگ زدگیها. تــَرَک و نشط لوله‌های فلزی و پلاستیکی و بسیاری نارسائی‌های دیگر برای مقالات انتقادی- صنعتی مصرف دارند و بدرد میخورند.

 

مشورت و یاد گرفتن از نویسندگان بخش اقتصادی مجلات و روزنامه‌ها، دانش علمی- صنعتی شما را بالا خواهد برد و هر دو نوع عکس‌های صنعتی شما که با دو دیدگاه کاملاً متفاوت میاندازید تغییر خواهد کرد و حرفه‌ای‌تر خواهد شد. تماشای کاتالوگ‌های ایرانی و خارجی و مجموعه کتابهای صنعتی- تبلیغاتی باعث تنوع و نوآوری و رشد تکنیک عکاسی صنعتی تبلیغاتی می‌شود. با تمرین و دقت در رفع نقاط ضعف و معایب کار خود سریع‌تر عکاس حرفه‌ای صنعتی-‌تبلیغاتی خواهید شد.

 

اگر دانشجوی عکاسی هستید یک معرفی‌نامه‌ی عکس‌دار از دانشکده برای کارخانه یا تولیدی مورد انتخاب خود تهیه کنید و قدم به قدم تکالیف را انجام داده به صاحبان کارخانه و روابط عمومی هم نمونه‌ای نشان بدهید. چون عکاسی شما جنبه‌ی کارآموزی دارد پول کمتری خواهند داد که خرج کرایه و فیلم و چاپ را از جیب نداده‌اید که برای بار اول تجربه و موفقیت بزرگی است. صبوری و خوش اخلاقی و مردم داری فراموش نشود.

 

موفق باشید

 

 

2- عکاسی صنعتی تبلیغاتی

 

مقدمه

 

عکاسی صنعتی تبلیغاتی یکی از خدماتی ترین رشته‌های عکاسی است. در این رشته نه تنها باید حداکثر تسلط به تئوری و تکنیک را داشته باشیم بلکه به بسیاری از وسائل، علاوه بر دوربین احتیاج پیدا خواهیم کرد، از فون‌های رنگی تا میزهای مخصوص کار از وسائل جنبی نورپردازی‌های پیچیده تا سه پایه و پانتوگراف‌های بزرگ و از همه مهمتر استودیوهای عظیم و مملو از وسائل نورپردازی فقط بدرد عکسبرداری‌های صنعتی- تبلیغاتی میخورند.

 

هر گونه عکسی که در خدمت معرفی، تبلیغ و یا فروش تولیدات یا کالائی باشد، عکاسی صنعتی- تبلیغاتی بحساب میاید. یکایک مواد غذائی‌ها، انواع وسائل زندگی، هر نوع مبلمان و ماشین چه با حضور انسان چه بدون مدل در زمره عکس تبلیغاتی است. خطوط تولید، کارخانه‌های صنعتی و فنی در مراحل و زوایای مختلف عکاسی صنعتی محسوب میشوند. معمولاً این نوع عکاسی یک سفارش دهنده نیز دارد: صاحبان صنایع، ارگانهای دولتی، بخشهای اقتصادی و بازرگانی، روابط عمومی‌ها و سازمانهای تبلیغاتی و در ضمن گرافیست‌ها و طراحان صنعتی- هنری، همه و همه سفارش دهنده و محتاجان و علاقمندان عکاسی صنعتی- تبلیغاتی هستند.

 

هر چه عکاس تبلیغاتی تجربه و اطلاعات بیشتری درباره‌ی سفارشات حرفه‌ی خود داشته باشد موفق‌تر و صاحب‌نام تر خواهد بود. تسلط و در اختیار داشتن وسائل و فضای مورد لزوم، رمز موفقیت عکاسان صنعتی است.

 

بطور مثال معرفی تصویری یک یخچال خانگی، از چیدمان مواد درون یخچال، مدل کدبانوی منزل و یک کودک در ضمن فضای واقعی یا ساختگی یک آشپزخانه در حد یک صحنه سینمائی دردسر و اشکال خواهد داشت، مضافاً اینکه نورپردازی این صحنه احتیاج به فلاش یا چراغ‌های متنوع و متعدد خواهد داشت. در ضمن عکاس نه تنها نورها را باید بشناسد بلکه فیلم، دوربین، لنز، سه پایه‌ی مناسب این عکسبرداری را نیز باید در اختیار داشته باشد.در این نوع عکاسی ما موظفیم گویاترین، بی عیب و نقص‌ترین و حرفه‌ای‌ترین عکس در خدمت صنعت و تبلیغات را بیاندازیم. البته هر چه سفارش دهندگان حرفه‌ای‌تر باشند و بتوانند بعضی از مسائل جانبی کار از قبیل چیدمان، زاویه و ژست مدل و سوژه را کمک کنند کار ما آسانتر خواهد شد و میتوانیم تمرکز خود را روی نورپردازی و زیبائی، نور و رنگ صحنه و سوژه نموده و خانه آخر یک عکس یا اسلاید کاملاً حرفه‌ای تحویل بدهیم. تماس با بازار فروش و دنیای تولیدات، شناخت و رعایت نوآوری و خلاقیت در عکاسی تبلیغاتی- صنعتی همانند تسلط به دوربین و کار در استودیو اهمیت دارد.

 

برای مسلط شدن به عکاسی تبلیغاتی باید تمرینات و درسهای این رشته را در رابطه با ابعاد سوژه‌ی مورد نظر تقسیم بندی کرد. هر دانشجو باید بداند که اگر سوژه‌ی مورد نظر یک فضای شش متری دکور در پس زمینه‌ی خود دارد چه وسائل چه لنز و دوربین و چه نوع چراغهائی لازم است. این یک فکر کودکانه و غیر حرفه‌ای است اگر فکر کنیم میتوان با یک فلاش دستی و دوربین 135 عکس حرفه‌ای انداخت.

 

اگر قرار باشد اجاق گاز 6 شعله همراه یخچال ساید بای ساید و سایر وسائل برقی در آشپزخانه‌ای وسیع همراه دو مدل زنده مادر و بچه عکاسی شود، نه تنها باید یکایک وسائل مورد نظر کاملاً واضح خوشرنگ و با ابعاد منطقی عکاسی شود بلکه تمام فضای آشپزخانه. قفسه‌ها. میز و صندلی‌ها و مدل‌های زنده نیز بسیار روشن و حرفه‌ای نورپردازی شوند.

 

حال اگر از تمام فضای عکس فوق فقط یک آب میوه گیری با نمایش مارک آن و همراه دستهای کدبانوی منزل باید عکاسی شود، قوانین و وسائل بکلی عوض خواهد شد. از زاویه دوربین تا لنز آن از چراغ‌های مورد لزوم تا فضای تصویری باید تغییر کند. و باز اگر از تمام فضای عکس اولیه یک لیوان آب پرتقال همراه یک پرتقال نصفه باید عکاسی شود. باز باید همه چیز را بهم ریخت و وسائل و دکور و نورها را در خدمت رنگ آب پرتقال و فرم اشتها آور پرتقال قرار داد. آخر کار اگر قرار باشد فقط از دو سه عدد قاشق و چنگال استیل مارک‌دار و گران قیمت موجود در دکور آشپزخانه فوق عکاسی کرد  احتمالاً باید سوژه را به استودیوی عکاسی آورد و در یک حجله‌ی نورانی سفید عکاسی کرد و احتیاجی به آشپزخانه و دکور نداریم. شانس و موفقیت عکاسان در رشته‌ی تبلیغاتی بیشتر مربوط به نیروی فکری و کمکی است که باعث دلگرمی و نجات آنها خواهد شد. طراحان هنری، مدیران فروش و گرافیست‌ها نیروی نجات بخش عکاس تبلیغاتی هستند. بیشتر مواقع طراحی دکور- چیدمان وسائل و از همه مهمتر زاویه‌ی دید شیئی مورد نظر را آنها انجام خواهند داد و عکاس وظیفه سنگین و حرفه‌ای نورپردازی، انتخاب فیلم و لنز مناسب را بعهده دارد. در دنیای حرفه‌ای عکاسی تبلیغاتی حداقل چهار نفر در خلق یک اثر شرکت دارند.

 

با توجه و دقت در جدول زیر میتوان عکاسی تبلیغاتی را آسانتر سر و سامان داد:

 

در ضمن، عکاسی تبلیغاتی ممکن است همراه با مدل جاندار( انسان یا حیوان ) باشد در این مواقع نه تنها نمیتوان سوژه‌ی اصلی را که یک سوژه تبلیغاتی است فدای جذاب‌تر شدن مدل زنده کرد بلکه بر عکس مدل زنده باید مانند هر وسیله یا تکنیک دیگر نیز در خدمت سوژه اصلی باشد.

 

 

دانش و تمرینات ضروری در عکاسی تبلیغاتی

 

 

  • یاد گیری و کاربرد نور و موارد مصرف هر کدام (اسپات- مستقیم- نرم).

     

  • کار با مقوای خاکستری 18٪ و یادگیری محاسبه‌ی حرفه‌ای نورپردازیها شناخت کامل کنتراست و هارمونی نور در رابطه با سوژه‌های تبلیغاتی.

     

  • شناخت کامل دوربین بزرگ و لنزهای آن در رابطه با نوع سوژه.

     

  • دانش شناخت فیلم‌های موجود- رنگ- کنتراست و ظهور آنها.

     

  • دقت و توجه کامل، به خواسته و سلیقه‌ی سفارش دهنده و نوع و محل مصرف عکس شما.

     

  • نوآوری و عدم کپی برداری از نمونه‌های مشابه با مطالعه‌ی کارهای بقیه عکاسان.

     

  • تمرین و سعی در گروهی کار کردن با طراحان و گرافیست‌های حرفه‌ای صنعتی- تبلیغاتی.

     

 نوشته: مسعود معصومی

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٦ - مسعود معصومی

عکاسی کودک

عکاسی کودک

 

 

پرتره‌ کودک را باید مخلوطی از پرتره و عکاسی خبری دانست چون هم سرعت عمل و تمرکز عکاس لازم است و هم سلیقه و تجربه‌ی چیدمان و ابتکار در دکور و اطراف کودک در جذاب شدن عکس اهمیت دارد.

 

در دهه‌های اول اختراع عکاسی و چاپ عکس سیاه و سفید، کودکان خردسال در عکسها حضور ندارند. علت حساسیت بسیار کم فیلم‌ها و عدم وجود فلاش الکترونیک بود. سرعت شاتر دوربین آنقدر آهسته بود، صندلی مخصوص که سر و گردن را بی‌حرکت نگاه میداشت ساخته بودند و اگر کسی ایستاده عکس میانداخت تکیه‌گاهی برای دستهای او درکنار دکور قرار میدادند. مردها هم بیشتر عصا بدست عکس میانداختند. خوشبختانه امروز مشکلی برای تهیه پرتره از کودکان نداریم و تقریباً در هر وضعیتی میتوانیم از خردسالان عکس بیاندازیم.

 

اگر از کودک عکس تکی میاندازیم بترتیب تنوع لباس کودک- زمینه‌ی پشت- زمین و محلی که کودک روی آن ایستاده یا نشسته است، اشیاء و چیزهائی که همراه کودک عکاسی میشوند مانند عروسک، اسباب بازیهای مختلف، حیوانات عروسکی- حتی حیوانات واقعی و یا وسائل کار بزرگترها همه و همه، تنوع و ابتکار عکس تکی کودک را بالا میبرند. هر چه تخیل و تجربه ما در تلفیق کودک مخصوصاً نگاه او یا دست‌ها و پاهای برهنه‌اش با اشیاء و دکور چیده شده ما بهتر شود تنوع و جذابیت عکس‌ها بیشتر خواهد شد. حال اگر علاوه بر سوژه‌های فوق خواهر یا برادر بزرگتر و یا مادر یا پدر و مخصوصاً مادر بزرگ یا پدر بزرگ کنار کودک باشند، نمایش رابطه عاطفی آنها با کمک ژست و حرکات دست‌ها و بدن و هم چنین فرم و محل قرارگرفتن بقیه اشیاء و سوژه‌ها، عکسهائی کاملاً متفاوت و جذاب بوجود میاورند.

 

عکاس هر کودکی در درجه اول پدر و مادر کودک است و معمولاً دلیل آن وقت و امکانات و شرایط تقریباً دائمی در تماس شبانه‌روزی است که با کودک خود دارند. اگر قدری علاقمند باشند و یک دوربین هم داشته باشند از هر وضعیت و موقعیت کودک خود در ماه چند کیلو عکس خواهند انداخت که متاسفانه بیشتر آنها محو، لحظه‌ی نادرست و مخصوصاً کادربندی بدی دارند.

 

ولی اگر شما نخواهید کیلوئی عکاسی کنید در ضمن مایلید عکسهای متفاوت با عکس‌های دیگران بیاندازید باید مسائل زیر را دقت کرده و تمرین کنید.

 

قبل از هر چیز باید کودکان را دوست داشته باشید و از لجبازی، بی‌حوصلگی، شیطنت و بازیگوشی کودک خسته و یا عصبانی و بی‌حوصله نشوید.

 

1-     خود را آماده کنید اگر کودک هنوز نمی‌تواند راه برود، شما نشسته یا حتی روی شکم دراز بکشید و از حرکات و چهره کودک عکس بیاندازید. هر چه اطراف کودک از اشیاء بزرگ و شلوغ دورتر باشد و یا در زمینه‌ی پشت که معمولاً حداکثر پنجاه- شصت سانتی‌متر ارتفاع کافیست چیزی که فرم زشت دارد (پایه‌های مبل و صندلی و تخت خواب تلویزیون، یخچال و امثالهم) وجود نداشته باشد برعکس عروسک، سگ و گربه‌ی منزل یا خواهر و برادر نه خیلی بزرگتر حتی صورت پدر و مادر که آنها هم مانند بچه‌های روی شکم دراز کشیده‌اند و فقط صورت و حداکثر دستهای آنها زمینه‌ی پشت مدل شما را تشکیل میدهد.

 

2-     از کنار و یا بالای دوربین خود یک وسیله صدادار که توجه کودک را جلب می‌کند لازم دارید که در لحظه دکلانشور زدن با سر و صدا کردن (نه آنقدر شدید و بلند که بچه بترسد و بزند زیر گریه) توجه و نگاه او را بطرف خود جلب کنید. اسباب‌بازی‌ فروش‌ها باندازه کافی اطلاعات و نمونه برای منظور شما دارند.

 

3-     فلاش ضعیف با نور نرم یا غیر مستقیم (یک تکه، یک لا یا دو لا از رول دستمال کاغذی جلوی فلاش)، صورت کودک را باندازه کافی روشن خواهد کرد. زمینه‌ی پشت را هم فقط در صورت اهمیت داشتن و اگر کمک حتمی به زیباتر شدن عکس ما می‌کند می‌توان قدری روشن کرد وگرنه محو یا تیره شدن آن بهتر است.

 

4-     به یک عکس اکتفا نکنید و از حرکات مختلف و کادرهای مختلف فقط سر با دست‌ها با پاها عکاسی کنید اگر با وسائل بازی و یا خوراکی سرگرم باشد نیز چند پـُـز بیاندازید.

 

5-     هر چه کودک لباس کمتر پوشیده باشد و مخصوصاً اگر همه چیز اطراف کودک سفید و روشن باشد و شما هم نور High Key (بدون سایه، شدیداً روشن و نرم) بکار ببرید. مطمئن باشید پرتره تاریک مانند بازیگران تئاترهای جدی و کلاسیک برای کودک مناسب نیست.

 

6-     سرعت و دقت خود را بالا ببرید تا بتوانید لحظه‌ی نگاه خوب، ژست زیبا و حرکت مناسب کودک را از دست ندهید و ثبت کنید. باصطلاح همیشه باید گوش بزنگ باشید.

 

7-     کودک با دستهای خود و با لب و دهان خود حرکات کودکانه‌ی جذابی انجام می‌دهد مخصوصاً اگر سریع کار کرده‌اید و او را خسته و عصبانی نکرده‌اید وقت دارید لحظات خوبی را شکار کنید.

 

8-     همیشه بعد از هر عکس اگر دوربین اتوماتیک نیست، فوراً فیلم را عوض کرده و آماده برای شکار لحظه باشید وگرنه در مدت زمان تعویض شماره‌ی فیلم، لحظه‌ی جذاب را از دست می‌دهید.

 

9-     اگر بعضی مواقع از ارتفاع عکاسی کنید و دور و بر بچه خلوت باشد و نگاه کودک متوجه شما باشد (از مادر و خواهر و برادر کودک کمک بگیرید) عکس جذابی خواهید داشت.

 

10- اگر کودک از کنار یک مانع جذاب (عروسک بزرگ- کالسکه قشنگ یا هر وسیله جذاب دیگر) با شما قایم موشک بازی کند و باصطلاح دالی کند، سرکشیدن و خنده و یا کنجکاوی او زیبا است.

 

11- مقیاس دست‌های مادر یا پدر در عکاسی نیم‌رخ و حرکت دست‌های کودک برای گرفتن دست‌های بزرگترها و نگاه کودک در لحظه هیجان و شعف آنها لحظه مناسب عکاسی پرتره جذاب خبری کودک است.

 

12- هر سوژه‌‌ی جذاب مانند حیوان، عروسک، پرنده، میله‌های تخت کودک که بین شما و مدل قرار بگیرد و قسمتی از آن سوژه‌ها در کادر باشند تصویر مناسبی می‌سازد و اگر توجه کودک در جهت دوربین شما باشد، واضح یا محو بودن آن سوژه‌ها به سلیقه و تشخیص شما در کنار چهره واضح کودک، فرم و کادر خلاقه و زیبائی بوجود میاورد.

 

 

آنچه که تا حال نوشتم بیشتر درباره مدل‌ها و کودکان خیلی کوچک حداکثر تا یک سالگی بود حال اگر آرتیست کوچولوی شما قدری بزرگتر بود و میتوانست راحت بایستد و حرکت کند مسلماً با اشیاء وسائل بازی حیوانات و بخصوص خوراکی‌ها. فرم‌های جذابی بوجود می‌آورد، پس باید علاوه بر سوت و بوق و سازدهنی، آب‌نبات و شکلات و احتمالاً بادکنک رنگی هم همراه داشته باشید.

 

کفش و لباس و کلاه و عصا و چتر بزرگ‌ترها، تلفن، موبایل، وسائل خانه و زندگی هم با کودک فــُرم‌ها و عکسهای شیرین و شاد و جذابی بوجود می‌آورد.

 

سعی کنید از نوزادان با نور موجود یا حتی ضعیف‌تر عکاسی کنید، از زدن فلاش مستقیم به چشمان کودکان  مخصوصاً نوزاد حتماً خودداری کنید. بهتر است فیلم‌هایی با حساسیت بالاتر (400 تا 1600 آ-آس-آ) استفاده کنید. نصایح 1و2و3و8 برای نوزادان قابل استفاده است.

 

رشد کودک و تغییرات فرم صورت او در هفته‌های اول تولد باور نکردنی است. بهتر است شما خود را برای تهیه یک رپرتاژ مصور از تغییرات و رشد کودک آماده کنید در بعضی از عکس‌ها مخصوصاً روز تولد حتماً از صورت مادر کودک استفاده کنید، در هفته‌‌ها و ماه اول در زمینه‌ی پشت، صورت و دست‌های والدین را قرار دهید و طوری عکاسی کنید که علاوه بر نگاه و توجه آنها مقیاس و مقایسه ابعاد صورت و دست و پای کودک با صورت و دست‌های پدر و مادر کودک در تصویر ثبت شده باشد، یادگاری تاریخی خواهد شد.

 

خنده، گریه و ادا در آوردن یا عطسه و خمیازه کودک زیبائی خود را دارد. هیجان، احتیاط یا حتی شوکه شدن و ترس کودک چند ماهه از دیدن و تماس با حیوانات و پرندگان دیدنی است.

 

از یک‌سالگی می‌توان بازی‌های کودک با حیوانات با وسائل بازی و بازی‌های دسته جمعی آنها را عکاسی کرد.

 

در سال‌های بعد از سر و کول همدیگر بالا رفتن، کشتی گرفتن با پدر، در سواری وسائل یا حتی حیوانات می‌توان عکس‌ها و رپرتاژهای جذابی تهیه کرد. شنا کردن، شیرجه زدن، آب بازی کودکان، صحنه‌های جذابی‌ برای تهیه عکس از دوران کودکی است. در این سال‌ها استفاده از تکنیک عکاسی از قبیل نمایش بازی و حرکت کودک با محو کردن زمینه‌ی پشت یا سوژه‌های قابل حرکت وسائل بازی و غیره می‌توان نشاط، بازیگوشی و حرکت کودک را نشان داد. فراموش نکنید جذابیت پرتره کودک در شیطنت‌ها و شلوغ کردن و بازیهای کودکانه او نهفته است که با کمک تکنیک، سرعت دوربین و سرعت عمل عکاس قابل ثبت است.

 

عکس‌های دسته جمعی از کودکان قدری سخت‌تر است. جمع و جور کردن آنها، فرم دادن و مرتب کردن آنها به حوصله و دقت نیاز دارد. اگر عکس‌های دسته جمعی زیاده از حد خبری شوند متاسفانه در پرتره بچه‌ها جذابیت صورت آنها را فدای بازی آنها کرده‌ایم. استفاده از پله‌ها، نرده‌ها، نردبان و آنچه که بتوان کودکان را فرم داد که همگی واضح و خوش‌ژست باشند عکس‌های حرفه‌ای مهمی از کودکان تهیه کرده‌ایم. قدری که بزرگ‌تر شوند زحمت ما کم خواهد شد و با کمال میل، با لباس‌های مختلف، ژست‌های متنوع، در کنار هر سوژه ‌جذابی که شما انتخاب کنید قرار خواهند گرفت.

 

حتی بسیاری از بچه‌ها هستند که دوست دارند با حیوان دست آموز خود و یا وسیله بازی بخصوصی که دوست دارند عکس یادگاری بیاندازند که کادربندی و نور خوب در زمینه پشت مناسب می‌تواند عکس جذابی بوجود بیاورد. هر کودکی یک دوست یا فامیل یا مربی مورد علاقه‌ی خود را دارد. حضور این شخص موقع عکاسی برای عکاسی شما از آن کودک در حکم فرشته‌ی نجات است.

نوشته: مسعود معصومی

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٦ - مسعود معصومی

فتوژورنالیسم- بخش دوم

 

ادامه مطلب فتوژورنالیسم

 

 

عکس‌های استثنائی خبری، حوادث واقعی و ابتکاری

 

بخشی از عکس‌های خبری اختصاص به عکس‌هایی دارند که یا شما به طور اتفاقی از زندگی روزمره و گشت و گذار در شهر یا طبیعت با آن برخورد می‌کنید که عکس بسیار جالب و دیدنی است. و اگر عادت کنید همیشه یک دوربین کوچک و جدیداً دیجیتال همراه داشته باشید این‌گونه سوژه‌ها را ثبت خواهید کرد. از حاجی فیروز خسته و کنار کوچه به خواب رفته گرفته تا فقیر و نوازنده‌ی دوره گرد که قیافه و لباسی استثنائی دارد. کبوتر سفیدی که روی چراغ ماشین پلیس گشت نشسته تا گنجشکی که داخل یک کلاه فلزی سربازی جوجه گذاشته است. در ضمن صدها سوژه مشابه نیز وجود دارد که خود شما با قدری ابتکار و خلاقیت می‌توانید بوجود بیاورید و با یک زمینه‌ی مناسب که سوژه را نیز جذاب‌تر می‌کند عکاسی کنید. گربه دوچرخه سوار، بانوان خیلی شیک در یک مهمانی با لباس اشرافی و انگشت در دماغ، گدای کنار خیابان با لباس ژنده و پاره ولی موبایل به دست و چهره‌ای جدی و تاجرگونه. خلاصه عکس‌هایی که یا شدیداً باعث تضاد و تعجب می شوند یا عکس‌هایی که کاملا خنده آور و یا شوک دهنده هستند. با تماشای کتاب‌های عکاسی و گردش در شهر می‌توانید به فکر و خلق ده‌ها تصویر بیافتید یادداشت کنید و سعی کنید که شرایط انداختن آنها را فراهم آورید.

 

 

پرتره خلاقه خبری واقعی و ساختگی

 

پرتره خبری و مطبوعاتی از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین پرتره‌هاست. چهره معروف با ژست مناسب و باز همان شخصیت معروف با ژستی کاملاً غیر عادی یا در وضعیت غیر عادی. در بیشتر شکار پرتره لحظه ای بهتر است مدل از عکاسی شما بی خبر باشد چندین عکس از یک سوژه بیاندازید صورت و دست در تصویر بریده نشوند. در چاپ می توانید فضای اضافه را حذف کنید و اگر زمینه‌ی پشت ضروری است با واید ضعیف کار کنید، در بسیاری از چهره‌های جوان ضد نور ولی با محاسبه‌ی قسمت تاریک صورت جذاب‌تر است. معمولا در ضد نور خورشید 2 دیافراگم بازتر عکاسی کنید. نیم رخ خبری با دست و یا صورت غیر عادی جذاب است. البته در بیشتر سوژه‌های فوق اگر مدل موافق باشد و همکاری کند مسلماً عکس‌های زیباتر و حرفه ای تری می توانید بیاندازید.

 

پرتره‌های دسته جمعی- توریستی- خانوادگی و پیک نیک- گروه‌های جوانان در فضای معماری تاریخی اگر جای مناسب و مسلط به فضای مورد لزوم را پیدا کنید پرتره دسته جمعی با فضای اطراف آنها از نظر فرم رابطه‌ی جذابی بوجود می‌آورد و مخصوصاً اگر لنز تله داشته باشید و یکی دو نفر را با هم عکاسی کنید تصاویر متفاوت به دست می‌آورید. سنگ فرش در پس زمینه‌ی گروه (از بالا باید عکاسی شود) جذاب است مخصوصاً اگر به شما نگاه کنند و ژست شاد هم بگیرند. در کوهستان پرتره‌های دسته جمعی با طبیعت و یا تک نفره‌ی خبری در حال ترسیدن- پرت شدن- آویزان شدن و غیره تصاویر خبری جالبی خواهند شد. فرم دادن به گروه در رابطه‌ی با لباس و ژست حتماً جذاب خواهد شد. با تمرین به ابتکارات و تخیل‌های جدیدی دست پیدا خواهید کرد. برای عکاسی دسته جمعی به دو نوع واید و برای یک و دو نفره به نرمال و تله‌ی ضعیف احتیاج دارید. اگر مربی یا راهنما یا مسئول همراه گروه باشد از زاویه پشت راهنما در جلو و بقیه در پشت و هر دو واضح عکاسی کنید. به فراخور مقاله و یا مصرف تصویر هم باید بدون خبر کردن گروه بی خبر عکاسی کنید و هم به آنها فرم داده عکاسی کنید.

 

 

رپرتاژ‌های تصویری

 

نوع مقاله و سوژه‌ی مورد نظر نویسنده به خصوص برداشت نویسنده و عکاس در تهیه رپرتاژ تصویری مهم ترین مسئله است که باید به آن توجه داشت. مثلا اگر رپرتاژ گورستان ارامنه در تهران است لانگ شات قبرستان در فصل بهار و زمستان، مجسمه‌ها، خرابی‌ها و بسیاری سوژه‌های متفاوت بدون وجود انسان باید عکاسی شود، تعدادی ضد نور با غروب خورشید، در نور روز و در مه رپرتاژ شما را کامل‌تر و جذاب‌تر خواهد کرد. بعضی از سوژه‌ها مدل نیز لازم دارد مثلا قبرستان شهدای مکه در گلزار شهدا نه تنها سوژه‌های ثابت و نوشته‌ها و گل‌ها را باید عکاسی کنید به چند بازدید کننده پیر لازم دارید. زاویه مناسب، نور مناسب، لنزهای سوپر واید تا تله مورد احتیاج خواهند شد. به فراخور نوع مقاله، ساعت و فصل عکاسی باید هماهنگ باشد. هنوز حیاط و فضای قبرستان‌های قدیمی تهران امامزاده‌ها و محلات و کوچه پس کوچه‌های قدیمی برای رپرتاژ تصویری جذاب است، در مورد جذابیت‌های شهرهای دیگر ایران باید پرس و جو کنید. مراسم خانقاهی اقلیت‌های مذهبی و بومی نیز همراه مطالب و نوشته‌ و رپرتاژهای تصویری حرفه‌ای بدست خواهد آمد.

 

 

رپرتاژهای تصویری در شهر

 

اگر رپرتاژ تصویری مربوط به یک شهر باشد مثلاً نیشابور، شهر بابک، زابل و غیره مخصوصاً شهرهائی که مدرنیته در حال خراب کردن و تغییر دادن چهره آن شهر است نه تنها ابنیه و آثار، لباس‌های محلی مردم، وسائل زندگی، خانه‌های قدیمی، چهره‌های پیر بلکه حتی درختان کهن، حوض‌های سنگی، سنگ فرش کوچه‌ها و سمبل‌ها را نیز باید جداگانه عکاسی کنید. دقت کنید بعضی شهرها کتیبه و نوشته دیواری، مشاغل اختصاصی و یا موزه دارد تماماً در رپرتاژ تصویری شما جای مخصوص خود را خواهند داشت. عکاسی از توریست خیلی خارجی در شهر‌های قدیمی ایران در لحظه‌ی مناسب می‌تواند تصویری استثنائی بوجود بیاورد. در تهیه رپرتاژ تصویری در تغییر سوژه ای که در یک شهر یا محل عکاسی شما کاملاً معروف و مشخص است و قیافه و فرم تاریخی و ثابتی دارد بپرهیزید حداکثر می توانید خلاقیت و سوژه‌ی مورد نظر خود را با آن مخلوط کنید. گذاشتن عینک یا جلیقه‌ی مدرن و امروزی تن یک مجسمه‌ی تاریخی کردن اگر به گوشه‌ی قبای کسی بر نخورد  اشکالی ندارد در مورد دست بردن در سوژه‌های مقدس مذهبی باید دقت کنید بوی توهین و مسخره نگیرد و گرنه ارزش و اعتبار شغلی شما زیر سوال خواهد رفت.

 

هر چند کنتراست سوژه‌ها و وسائل زندگی با زندگی مردم و دهات آنها خیلی زیاد و چشمگیر شده است ولی متاسفانه آنقدر عمومی و تکراری گردیده که نمایش یک کنتراست دیگر بیننده را شوکه نمی‌کند. اسب سوارها با لباس محلی و موبایل به دست، دختران دهاتی با شلوار جین و کلاه لبه‌دار، چادر عشایر و تلویزیون 32 اینچ دیگر خیلی مهم نیست. به همین دلیل است که دیگر چهره‌ی دهاتی که بادیدن یک صحنه در پایتخت شوکه شده و انگشت به دهان مبهوت نگاه کند تقریباً وجود ندارد. آنچه که هنوز نه فقط شوک می‌دهد بلکه شدیداً ما را غم زده می کند دست بردن غیر حرفه‌ای و احمقانه در معماری شهرهای قدیمی و تداخل آن با سوژه‌های تو خالی و زننده است. مانند آگهی موبایل نوکیا یا تبلیغ تخلیه چاه چسبیده و نوشته شده مثلاً روی یک درب یا آجر دوره سلجوقی. اعلانات تبلیغاتی یا یادگاری نوشتن روی آثار ساسانی. تضاد هیکل و قیافه‌ها با لباس و وسائل، هنوز جذاب است.

 

 

رپرتاژ داستانی

 

هر عکس مشخصات یک سوژه را نشان می‌دهد. حال اگر چندین عکس لحظات و مشخصات مختلف یک سوژه را از زوایا و فضاهای مختلف نشان دهند این عکس‌ها در کنار هم رپرتاژ یا داستان تصویری را بوجود می‌آورند. مثلاً اگر از فرمان، داشبورد، سردنده، دستگیره، سپر، آرم و مجسمه‌ی جلوی موتور یک ماشین خیلی قدیمی همراه چند عکس آن ماشین کنار یک ساختمان قدیمی و کهنه به خصوص با مدل یا راننده‌ای با لباس و کلاه همان دوران عکس بگیریم، یکایک عکس‌ها، کلاسیک قدیمی بودن و کهنگی و همه عکس‌ها کنار هم رپرتاژ یک ماشین قدیمی را نشان داده و تعریف می‌کند.

 

ممکن است این کار را با کپی از عکس‌های جوانی یک زن و شوهر شروع کنید و با عکس‌های ازدواج و مخلوط کردن آن عکس‌ها با زندگی امروز آنها در منزل رپرتاژ گذر عمر در انسان را تعریف کنید.

 

دایره و ابتکار سوژه‌ها در عکاسی ژورنالیستی فراوان است. دیروز تا امروز یک شهر، کودکی تا بازنشستگی یک شخصیت ورزشی، هنری، سیاسی، تولد، رشد، زایمان تا پیری یک حیوان خانگی همه و همه رپرتاژ عکاسی نامیده می‌شوند. در عکاسی رپرتاژ باید دقت کنید رابطه‌ی تصاویر با یکدیگر قطع نشود. در ضمن در یکایک آنها قوانین مربوط به نوع همکاری همان سوژه کاملاً رعایت شود، که در مجموع دقت زیاد، رعایت قوانین فنی و درک خود موضوع بسیار اهمیت دارد.

 

در بعضی از عکس‌ها شکار لحظه مانند خنده، گریه، تعجب، ترس به کامل شدن رپرتاژ کمک می‌کند. زمان و مکان سن پیری و جوانی، تازگی و کهنگی سلامت و خرابی، به عبارتی نمایش تضاد از مشخصات بعضی از رپرتاژها است. به دلایل فوق داشتن دوربین و لنزهای سریع‌العمل کار شما را آسان تر می‌کند. محاسبه‌ی اتومات نور، تعویض اتومات فیلم، سه پایه کوچک، فیلم یدک و اضافه، دو فلاش کوچک برای نورپردازی‌های خاص در هوای آزاد، در بعضی از عکس‌های رپرتاژ بهتر است فلاش به کار نبرید و با نور موجود عکاسی کنید در آن وقت به یک بدنه یا کاست جداگانه و فیلم با حساسیت بالا احتیاج پیدا خواهید کرد.

 

بسیاری از مواقع با یک عکس خبری و داستانی تصمیم دارید دیگران را آگاهی دهید. مثلاً بنایی منزل‌تان تمام شده و با یک عکس و جمله‌ی مثلاً آخ جون بالاخره تموم شد، دوستان را دعوت می‌کنند یا کودکی به دنیا می‌آید و با پرتره صورت او و از طرف او مهمانان را دعوت می‌کنند، یا دوستان را با عکسی از مزرعه، دریا، یا جنگل دعوت می‌کنید این شامل بازگشتن از سفر حج یا از مسافرت نیز می‌شود.

 

بعصی مواقع از شکار، ماهیگیری یا بازدید از یک شهر باستانی که انجام داده‌اید یک رپرتاژ مصور تهیه می‌کنید که در حد یک فیلم کوتاه برای دوستان شما و خود شما که حتماً داد سخن هم خواهید داد، جذاب است.

 

اگر در یکایک عکس‌های داستانی رعایت زاویه، نور و سوژه را کرده باشید و در ضمن ارزش اجتماعی و تاریخی یا مذهبی داشته باشند همراه یک نوشته‌ی کوتاه شانس چاپ در مجلات و روزنامه را نیز به دست می‌آورند. مراسم تعزیه، مراسم قالی‌شوران اردهال، مراسم اقلیت‌های مذهبی، قره کلیسا، ازدواج‌های محلی، جشن‌ها با لباس‌های محلی و بسیاری سوژه‌های مشابه که دیدن رپرتاژ آنها برای همگان جذاب و آموزنده است.

 

تولد کودک، ماکروی دست و پای کودک، عطسه‌ی کودک، گریه کودک، شکلات خوردن، شیر خوردن، اولین نشستن، اولین سعی در ایستادن تا بالاخره تاتی تاتی کردن و دست در دست مادر یا کنار گربه‌ی منزل مجموعه رپرتاژی است که برای خانواده ارزش تاریخی خواهد داشت. البته ممکن است بین بعضی عکس‌ها مدت زمانی فاصله پیدا کند.

 

یا مثلاً رپرتاژمصور از ماهی‌گیری، یک لانگ شات از رودخانه با جنگل یا درخت و سنگ و حوض‌چه‌ی نیم ساکن آب و ماهیگیری که کنار رودخانه ایستاده یا روی یک تخته سنگ قلاب به دست یا تور به دست ایستاده، عکس بعدی ماهیگیر با هیجان سرپنجه بلند شده و چوب و قلاب را با نهایت قدرت و سرعت به سرعت به پشت سر کشیده و به قلاب او یک ماهی چاق و چله به دام افتاده عکس سوم کلوزآپ ماهی در ساحل کنار ماهی‌های قبلی افتاده یک کلوزآپ بسته تر از فقط صورت ماهی در داخل سبد این چند عکس رایج و طبیعی رپرتاژی از ماهیگیری است. حال اگر شما از نور و اشعه‌ خورشید، ذرات و قطرات ریز و درشت آب که همراه ماهی در فضا به صورت واضح یا بارانی شکل نشان داده شوند. چهره‌ی خندان ماهیگیر با کلاه و لباس یا نشسته و منتظر تکان قلاب و در حال تقریباً چرت زدن، چند مرغ ماهی‌خوار در کناره دیگر رودخانه و ده‌ها زاویه و تصاویر دیگر که حتماً در محل پیدا خواهید کرد، به جذابیت کامل شدن و هیجان انگیز شدن رپرتاژ شما کمک خواهد کرد.

 

از یک بچه کوچک دختر یا پسر به صورت نوه‌ی ماهیگیر با قلاب کودکانه در حال تقلید از پدر بزرگ از به خواب رفتن نوه قلاب به دست کنار رودخانه و نگاه مهربان پدر بزرگ به نوه تماماً در رپرتاژ شما معنی و جای خود را دارند. این‌که واقعی است یا شما نتظیم کرده‌اید اصلاً فرقی نمیکند، مهم این است که شما یک رپرتاژ مهیج و کامل و جذاب تهیه کرده‌اید. هر سوژه‌ای قابل برنامه‌ریزی کردن برای عکاسی رپرتاژی و داستانی است. قایق رانی‌ها، پیاده‌روی در جنگل، جنگل‌بانان در حال کار حتی چوب برها چه به صورت مجاز و قانونی چه غیر قانونی و خیانت به طبیعت هر دو رپرتاژهای جذاب و زیبای عکاسی با معانی و دیگاه فرهنگی- هنری مختلف تلقی خواهد شد.

 

شنا یا یک ورزش یاد گرفتن یک کودک با ثبت لحظات هیجان انگیز تصادفات، ترس شادی کودکی، مواظبت و احتیاط، دلهره و مواظبت مادر یا پدرها همکاری یا مخالفت برادر یا خواهر بزرگ‌تر تماماً مجموعه‌های جذاب و مناسبی است که می‌تواند به عنوان رپرتاژ عکاسی تهیه کنید. مهم گسترش، خلاقیت و کشف صحنه‌هائی است که به داستان مصور شما روح و جذابیت تصویری ببخشد. تسلط به تکنیک، نور با تله‌های مناسب، انتخاب فیلم درست و ثبت لحظات از همه مهم‌تر سرعت عمل شما به خصوص خلق صحنه‌هائی رپرتاژ را متنوع‌تر و درازتر کند اهمیت دارد با تخیل و رؤیاپردازی توام با تسلط به تکنیک و داشتن وسائل حتماً شما را موفق خواهد کرد. در خرج چند فـِـرِم نگاتیو خسیس نباشید. ممکن است بعضی مواقع داستان و رپرتاژی را شروع کنید که به تغییرات فصل، محل و شاید آدم‌ها داشته باشد آن وقت صبورانه باید یادداشت کنید و هر صحنه‌ی مورد نظر خود را در زمان و مکان مناسب عکاسی کنید، هر بیننده‌ای با دیدن سری عکس‌های شما متوجه حوصله و صبر و خلاقیت شما خواهد شد.

 

معمولاً در رپرتاژی معماری ساختمانی، تولیدات صنایع دستی کارگاه‌ها، کوره‌های شیشه‌گری یا سفال حفاری‌های باستانی و باسنان شناسی، اعیاد و مراسم تعزیه‌ها و جشن‌ها، تماماً سوژه‌هائی هستند که صحنه‌ی آخر باید صبر کنید و حضور داشته باشید وگرنه رپرتاژ ناتمام و نیمه کاره است.

 

فرض کنید از لحظه ورود یک بازیگر به اطاق گریم تا لباس و کلاه و غیره و بعد صحنه‌های مختلف آن بازیگر تا لحظه افتادن پرده و تشویق تماشاگران و دسته گل و خداحافظی یک رپرتاژ کامل و جذاب عکاسی است. هر چه صحنه‌های داستان شما متنوع‌تر و در فضای متفاوت باشد، وقت و دقت و از همه مهم‌تر تکمیل بودن وسائل شما، لنز‌ها، چراغ‌ها و فیلتر‌ها اهمیت و مصرف پیدا خواهد کرد. بعضی از رپرتاژها مثلاً از عکس یک صخره بزرگ و یک سنگ نتراشیده تا پایان کار یک مجسمه‌ساز و احتمالاً نصب آن در یک محل یا در مقابل دید تماشاگران یک نمایشگاه  می‌توانند رپرتاژی صبورانه، خلاق و بسیار جذاب شود. ساخت سازهای زهی، بافت گلیم یا فرش، از جلگه با گوسفندان تا پشم و دوک و نخ و رنگ و بافت و نمایش نه تنها این گونه سوژه‌ها بسیار جذاب و خلاقه است، مطمئن باشید تماماً قابل نمایش دادن و حتی فروختن است. از چاپ کتاب و پوستر گرفته تا کاتالوگ و مقاله این‌گونه رپرتاژها مصرف حرفه‌ای دارد. در ضمن درآمد هم دارد. فکر نکنید اگر کارتان را فروختید یعنی تاجر شده‌اید و به هنر عکاسی خیانت کرده‌اید، اشتباه می‌کنید این موفقیت در فروش، نشانگر حرفه‌ای شدن شماست.

 

 

عکاسی سری از یک سوژه یا عکاسی دنباله‌دار

 

هر وقت در یک فضا و صحنه‌ای قرار گرفتید که یک سوژه را یه عنوان اصل و مرکز خلاقیت خود انتخاب کردید و در همان محل و در رابطه با فضا با اضافات آن ولی بدون دور شدن از اصل خلاقیت خود عکس‌های متعدد و پشت سر هم انداختید که حالت عکس در عکس پیدا کرد این کار عکاسی دنباله‌دار است که حالت توالی دارد در اصل این نوع هنر عکاسی فرار از هنر دگم و استاندارد است که شما معتقدید اضافات و جزئیاتی در کنار هر سوژه قرار دارد که به اندازه خود آن سوژه جذاب و گویاست.

 

در ضمن وسعت فکری و اجتماعی هنر عکاسی در این نوع عکس‌ها وقتی یکایک آنها مخلوطی از خلاقیت و تسلط تکنیکی شما بشود خواهید دید این تسلسل و توالی و تکرار هنر ارزش بیشتری به کار عکاسی شما خواهد داد این عکاسی به صورت‌های کاملاً متفاوت به نتایج موفق و یکسانی خواهد رسید.

 

1-     چند کودک در یک ساحل مشغول بازی هستند عکس سوپرواید و واضحی از فضای آسمان دریا و کودکان و خلاصه کل مجموعه‌ی موجود می‌اندازید.

 

2-     از دور با لنز تله توپ بازی دو کودک را که آنرا دینامیک (توسط زمان آهسته) کرده‌اید به تصویر فوق اضافه می‌شود.

 

3-     از دور با لنز نرمال دو کودک را از لابلای چند کودک تماشاگر این بار واضح عکاسی می‌کنید.

 

4-     با لنز تله‌ی قوی کلوزآپ صورت آنها را عکاسی می‌کنید.

 

5-     سایه‌های آنها و یا انعکاس آنها را روی برکه‌ی ساحل و یا آب ساکن عکاسی می‌کنید.

 

6-     از نزدیک‌تر با لنز چشم ماهی، فرم بدن آنها را هنگام بازی به پرسپکتیو می‌برید.

 

7-     یک عکس دسته جمعی شاد و حالت یادگاری که به شما توجه کرده‌اند می‌اندازید.

 

8-     در حال رفتن و دور شدن از شما که صورت‌شان را برگردانده‌اند و با دست همگی از شما خداحافظی می‌کنند و یا هر عکس ژست مورد علاقه خود را گرفته است.

 

9-     یک سگ سیاه که در بعضی از عکس‌های فوق در گوشه و کنار بوده و در عکس آخر کنار شما ایستاده یا نشسته رفتن کودکان را نظاره می‌کند.

 

مجموعه عکس‌های فوق به اضافه سیلوئت بعضی از آنها در مقابل افق خورشید نه تنها یکایک عکس‌ها جذابیت هنری خلاقیت کافی و تکنیک موفقی دارد بلکه کنار همه یک تسلسل تصویری موفق و زیبا به دست آورده‌اید حال اگر سوژه‌ی شما بازی توام با کنجکاوی یک گربه و قورباغه در کنار یک برکه باشد باز همانند عکس‌های فوق اول با فضای بسته‌تر و باز بسته‌تر تا سر حد ماکرو مثلاً پنجه‌ی گربه و کله‌ی قورباغه و انواع و اقسام خلاقیت‌های داستانی و تداوم این در حیوان و استفاده از فرم کنتراست رنگ پرسپکتیو و تفاوت تکنیک عکاسی نمایش حرکت بزرگنمائی و جهش و سرعت آنها همه و همه باز یک عکاسی سوژه در سوژه جذابی خواهد شد بازی چرخ و فلک بچه‌ها با هیجان خنده و ترس و گریه و فریاد آنها با رنگ و فرم وسائل بازی، یک کار هنری است.

 

اگر نور و زاویه و شدت تابش آنرا نیز در نمونه‌هائی که آوردیم وارد کنید و سوژه‌ها را با نوع نور خود دست کاری کنید کاراکتر مختلفی پیدا می‌کند مسلماً بیشتر از دو سیخ اضافه با گوجه کار کرده‌اید.

 

باید اضافه کنم مانند بسیاری از عکاسی‌های دیگر این نوع عکاسی نیز صبر و بردباری، عجول نبودن، تمرکز و فکر کردن، به سرعت کشف صحنه کردن و آماده دائمی بودن از قبیل دوربین و فیلم محاسبه‌ی نور سه پایه همه باید کاملاً آماده کار باشند فقط نگاه در ویزور و تیک.. علت این است که بعضی از صحنه‌ها که با کاراکتر و صفت صورت و حرکت بدن انسان یا جانور بستگی دارد وقت برای آماده کردن وسائل ندارید و چون زمان ربطی به کار شما ندارد بهتر است اگر به یک سوژه‌ی جذاب برخورد کردید در صورت لزوم حتی تمام روز روی یک یا دو سوژه کار کنید. اگر عکاسی متوالی شما به مساحت خاصی از نور خورشید یا خود قرص خورشید بستگی دارد مجبورید آن لحظات را از دست ندهید و ثبت کنید.

 

یا اگر در حین کار تخیل و خلاقیت شما کشف جدیدی در رابطه با سوژه‌ی زمان به دست آورد مانند سوژه و ابر و مه یا صورت‌ها به صورت سیلوئت با خورشید یا نقش یک قطعه سنگ در بازی گربه و قورباغه با جابجائی اشیاء و محل عکاسی خلاقیت و کشف خود را جدی بگیرید و به آن عمل کنید.

 

بعضی مواقع دانش تجریه‌ی شما درباره‌ی رنگ نور در ساعات غروب یا سپیده دم اگر به ایده انتخاب سوژه‌ی شما کمک می‌کند ساعت کار خود را نیز تنظیم نمائید.

 

مثلاً اگر یک قایق بادبانی در تلاطم دریا با سرنشینان آن سوژه‌ی انتخابی شماست، خوب می‌دانید ضد نور و استفاده از برق زدن سطح آب یا سیاه کردن فرم قایق در لابلای امواج الماس شکل دریا و یا در افق سرخ رنگ چه تصاویر متفاوت و زیبائی بوجود می‌آورد. اگر تصویر شما چند ماه هم فاصله بیافتد ما خبردار نخواهیم شد، مهم این است که عکس‌های شما معنی دار و فکر شده باشند آنچه بینندگان را مسحور می‌کند و به تمجید وادار می‌کند نتیجه‌ی کار شماست.

 

زمان فقط نشان دهنده تحمل و صبر و حوصله و تشخیص هنری و روشن بودن خواست شماست اگر تشخیص داده‌اید که قایق بادبانی را هم در باد شدید روی امواج لازم دارید و هم در یک افق رمانتیک و آرام و شاعرانه باید صبورانه هر دو عکس را در زمان خودش عکاسی کنید. باید بدانید در عکاسی دنباله‌دار به ترتیب زمان بندی داشتن نقشه و فکر از قبل یک سوژه ده‌ها عکس مختلف - تمرکز روی یکایک عکس‌ها - عدم تکرار عکس‌های مشابه - سرعت عمل خود و وسائل - کشف جدید هنگام کار - بی حوصله شدن از کوره در رفتن - انتخاب درست لنزها برای هر عکس.

 

بعد از چند بار که موفق به تهیه عکس‌های متوالی و دنباله دار شدید به فکر باشید که اصولاً یک داستان را همراه با مدل و قهرمان خودتان خلق کنید یک یا دو پرنده‌ی خشک شده را در فضاهای متنوع و جذاب زندگی ببرید و با عکس آنها را علی‌رغم فرم ثابت و خشک شده‌ای که دارند با رنگ و فضای سایر سوژه‌ها متحرک و زنده نشان بدهید این کار حتی با یک مجسمه کوچک نیز عملی است.

 

در بعضی از اماکن و محل‌های بخصوص شانس این نوع عکاسی هم بیشتر و هم آسان‌تر است که درضمن قدری تکراری است شما نیز حتماً سری عکس‌هائی که از سیرک، دنیای بازی، معرکه‌گیرها و رقصانندگان مار و میمون و خرس گرفته‌اند دیده‌اید.

 

در سوژه‌های فوق هم هنوز صدها عکس بکر و نینداخته وجود دارد استفاده از چشم ماهی و یا تله‌های قوی استفاده از زیر سوژه‌ها - سقف سوژه‌ها - و استفاده از فیلتر و نورهای ابتکاری عکس‌های جدید و تازه‌ای به دست می‌دهد. حتی می‌توانید خودتان یک بازیگر، یک تماشاچی کوچک به صحنه‌ها اضافه کنید.

 

می‌توانید چند تکه پارچه رنگی یا پرچم، بین دوربین و سوژه‌های اصلی قرار دهید و عمق‌های رنگی مصنوعی بوجود بیاورید ما متوجه نخواهیم شد که پرچم‌ها کار شما است و با خود از منزل آورده‌اید ما فقط برای ایده و خلاقیت شما در رابطه با محل ایستادن مناسب شما هورا میکشیم.

 

به دقت داستان و سوژه‌ی خود را مطالعه کنید این بسیار اهمیت دارد که سوژه‌ی شما با عکاسی رنگی جذاب می‌شود یا به دلایل مختلف حرفه‌ای از قبیل کنتراست و فرم، سیاه و سفید آن جذاب‌تر می‌شود.

 

اگر گچ بری، گل زنی و نقش آفرینی یک پیرمرد هنرمند استاد گچ‌بری سوژه‌ی شماست مسلماً سیاه و سفید آن جذاب‌تر است. یا اگر داستان شما زندگی و تولد یک کره اسب سفید از یک مادیان سیاه است آن هم سیاه و سفیدش قشنگ‌تر خواهد شد. این شامل بازی یک کودک بومی بندری با یک گربه‌ی سفید در کوچه پس کوچه‌های جنوب هم می‌شود.

 

در عکاسی دنباله‌دار سیاه و سفید باید در فکر تنوع فرم با استفاده از کنتراست در رنگ موجود باشید. هر سوژه‌‌ای را هم که به سوژه‌های اصلی اضافه می‌کنید سعی کنید در کنتراست شدید سیاه و سفید جای بگیرند. حال اگر از فیلم رنگی استفاده می‌کنید درهای رنگی، پرده‌های رنگی، دستمال رنگی، لباس‌های رنگی و آسمان رنگی در کنار سوژه‌های اصلی، تنوع و فرم زیبای رنگ و بازی آنها را بوجود می‌آورد. هر چه قدرت تخیل خود را بیشتر به کار بیاندازید و بیشتر فکر کنید و رابطه فرم رنگ را در داستان تصویری خود بیشتر بگنجانید، عکس‌های زیباتری به دست خواهید آورد. در سوژه‌ها و داستان‌هائی که داخلی است و فضای اطراف آن در اختیار شماست، نه همیشه بلکه کم و بیش بعضی مواقع فلاش ضعیف و نرم (hazy) یا رفلکتور به رنگ‌های شما جلا و شفافیت بیشتری می‌دهند چون معمولاً در عکاسی داخلی بدون نورهای قوی (پنجره - خورشید - فلاش) خطر زیاده مسطح شدن و بی روح شدن تصویر وجود دارد که با کمک فلاش و آئینه می‌توان شدت نور را در بعضی از نقاط بالا برد و کنتراست مناسبی بوجود آورد دقت کنید نور در خلاقیت شما جای مناسبی در رابطه با سوژه‌ی شما داشته باشد.

 

 

عکس‌های با مدت مصرف

 

باید دقت کنید عکس‌هائی که برای زمان و تاریخ مشخصی وارد یک مقاله یا رپرتاژ می‌شود از نظر زمان بندی و تاریخی از هم دور نباشد و خواننده مدعی نشود که عکس‌ها از یک آرشیو قدیمی یک عکاس استفاده شده است. مثلاً اگر مقاله در رابطه با هوای آلوده شهر و یا ترافیک گره خورده‌ی خیابان ها است، شما نمی توانید از آرشیو خود یک عکس قدیمی از دوران هوای تمیز و آسمان آبی شهر یا خیابان ها با ماشین کم و قدیمی برای هیئت تحریریه بفرستید. اگر ناگهان مقاله ای درباره‌ی خبر سکته و مرگ یک هنرمند کهن سال است، بهتر است عکس دوران جوانی او را چاپ نکنید و این‌گونه عکس‌هائی را که از جوانی او دارید برای مقاله درباره‌ی شرح زندگانی او استفاده کنید. تا سر حد امکان از نمونه عکس‌های لحظه و یا خیلی جذاب خود در رپرتاژ و مقالات معمولی استفاده نکنید و آنها را برای صفحه مخصوص و روز مخصوص بگذارید.

 

 

عکس‌های بدون شرح

 

باید دقت کنید عکس شما یا اصلاً هیچ توضیحی لازم نداشته باشد و یا حداکثر با یکی دو لغت داستان را تعریف کند برای این منظور باید در کادربندی عکس چه موقع چاپ عکس و چه موقع استفاده در روزنامه دقت کنید و قسمت‌های غیر ضروری آن را که به منظور شما مربوط نیست چاپ نشود. اگر بیشتر از یک عکس از کارهای شما چاپ می شود در مورد انتخاب ابعاد آن و یا درجه بندی اهمیت آن حتماً دقت کنید و اگر نویسنده خود شما نیستید حتماً درباره‌ی اهمیت و ارجحیت عکس‌ها نسبت به یکدیگر به او کمک کنید. مقاله را حتماً قبل از چاپ بخوانید تا بتوانید از نظر گویائی و زیبائی عکس مناسب را ارائه دهید بلکه از نظر تاریخی- جغرافیائی و ربط به مقاله مناسب باشد. چاپ عکس‌های زلزله‌ی رودبار یا بم در مقاله‌ی زلزله افغانستان کار درستی نیست. هم چنین پرتره‌ی بدون شرح مردم زلزله زده بهتر است واقعاً در محل واقعی باشد.

 

 

نکات مهم در نگاه اول به روزنامه مصور

 

فراموش نکنید خوانندگان اولاً عکس را نگاه می کنند و بعد مطلب را می‌خوانند، مطالعه و یادگرفتن فرم و صفحه‌بندی و ابعاد هر روزنامه در سرنوشت عکس شما موثر است. تیتر درشت و فاصله و محل آن نسبت به محل عکس شما آنقدر مهم است که اگر محل عکس نسبت به تیتر و مقاله درست نباشد اثر مستقیم و جذاب خود را از دست بدهد، اگر خواننده صفحه روزنامه را فقط 3 ثانیه نگاه کند عکس شما برای جلب توجه و نگاه در خاطر ماندن و تکان دادن و تحت تاثیر قرار دادن بیننده فقط همان ثانیه اول را در اختیار دارد "اسم" علامت و یا مهر خود را کنار یا زیر عکس فراموش نکنید.

 

 بخش اول فتوژورنالیسم:

http://photoalefbe.persianblog.ir/post/3

                                                                                                     موفق باشید 

                                                                                               مسعود معصومی

 

از استادان عکاسی خبری، از یکایک علاقمندان فتوژورنالیسم تقاضا

دارم کمبود، ضعف و اشکالات نوشته‌ی مرا متذکر شوند تا در آینده بتوانم 

جامع تر و مفیدتر به نوشتن مطالب ادامه دهم. در ضمن هر کس در رابطه 

با مطالب مقاله، عکس مورد اشاره را در آرشیو خود دارد یک نمونه با ذکر 

مشخصات کامل خود و عکس خود برای ما بفرستد تا همراه مطالب به نام 

شما چاپ شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۸ تیر ۱۳۸٦ - مسعود معصومی

فتوژورنالیسم- بخش اول

شاید با بودن عکاسان صاحب نام خبری، از اینکه من هم درباره‌ی عکاسی خبری چیزی می‌نویسم تعجب کنید ولی فراموش نکنید سالها در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، فتوژورنالیسم را در رشته روزنامه‌نگاری و روابط‌عمومی تدریس میکردم. آنچه که در زیر میخوانید خلاصه‌ای از درس فتوژورنالیسم آن دانشکده است که البته حجم آن به مراتب بیشتر بود، کوتاه شده و به روز شده‌ی آنرا به یادگار از آن روز برای شما مینویسم. در صورت لزوم میتوان آنرا وسیع‌تر و حرفه‌ای‌تر نیز با تکالیف عملی توام کرد و نتایج بهتری گرفت.

 

 

 

عکاسی خبری (فتوژورنالیسم)

 

 

 

مقدمه

 

بیشتر روزنامه‌گاران نه تنها درباره‌ی مسایل و مطالب روز مقاله می‌نویسند بلکه همراه نوشتن باید عکس هم بیاندازند. هر چند پیدایش عکاسی دیجیتال کار را بسیار آسان کرده است ولی در هر صورت روزنامه‌گار مجبور است حداقل اطلاعات درباره تکنیک عکاسی خبری، شناخت فیلم مناسب و نور را داشته باشد. درس و مطالبی را که درباره‌ی فتوژورنالیسم میخوانید برای کسانی است که به تئوری مقدماتی تکنیک عکاسی آشنائی دارند و مشکل سرعت و دیافراگم یا فیلم و لنز را پشت سر گذاشته‌اند. به همین دلیل بهتر است مثال‌های تصویری مطالب را خود شما به عنوان تکلیف انجام دهید.

 

اگر یک نگاه به روزنامه‌های قرن گذشته بیاندازیم متوجه می‌شویم که در صفحه‌ی اول از یک عکس نیم صفحه یا حداقل یک چهارم صفحه اثری نبود، با شروع قرن بیستم و پیدایش گراورسازی از روی عکس صفحه اول روزنامه‌ها تغییر شکل داد و کمتر روزنامه‌ای چاپ می‌شود که یک عکس نیم صفحه درباره‌ی اتفاقات داغ روز نداشته باشد در صورتی که نوشته و مطالب درباره‌ی آن حادثه بیشتر از چند خط نیست. مردم معمولی و خوانندگان روزنامه اول عکس را تماشا می‌کنند و بعد شرح زیر آن را می‌خوانند و اگر کنجکاوی آنها ارضاء شده باشد احتمالاً حوصله خواندن تمام مقاله را نخواهند داشت.

 

یک عکس خبری نسبت به واقعه و سوژه خبری سه تفاوت مهم دارد:

 

1-     فضای حادثه جمع و جور شده و واقعه به اصطلاح برش خورده و کادر بندی شده است.

 

2-     زمان حادثه بسیار کم شده و از تمام مدت واقعه فقط چند صدم ثانیه آن ثبت شده است.

 

3-     واقعیت حادثه در رابطه با تفکر و اندیشه و هدف نویسنده قدری دست کاری شده است.

 

البته عکس‌هایی نیز هستند که گویا تر از هزار حرف هستند و با خود حوادث تاریخ سازی را رقم زده اند، این گونه عکسها رویای هر عکاس خبری و روزنامه‌نگار است.

 

عکس‌های مخفی و جنجالی که آن هم هیجان و ارزش خبری مخصوص به خود را دارد مبحث دیگری است که درس و تکنیک جداگانه ای به نام پاپارازی دارد.( این لغت از اسم پاپارازو، عکاس در فیلم "زندگی شیرین" فلینی گرفته شده است)

 

 

 

وسایل ضروری عکاس خبری

 

1-     دوربین 135، دو بدنه‌ی جداگانه که بتوان در صورت لزوم از یک صحنه هم سیاه و سفید و هم رنگی و یا با دو حساسیت مختلف مثلا100آ-اس-آ و25000 آ-اس-آ همراه داشت.

 

2-     زوم یا لنزهایی که از واید 35میلیمتر تا تله 200میلیمتر قابلیت بازی داشته باشد.

3-     فلاش دستی با قدرت زیاد و امکان تغییر زاویه تابش برای لنزهای  واید و تله.

 

4-     رینگ یا فیلتر کلوزآپ که امکان عکسبرداری از اسناد، نوشته ها و یا عکس و غیره داشته باشد.

 

محتوی تصویری در عکس‌های خبری سرنوشت ساز هستند و تفاوت و ارزش عکس خبری موفق در گویایی محتوای آن است.

 

  •  هر چه درباره وضعیت سوژه مورد نظر اطلاعات بیشتری از قبل داشته باشید در کیفیت عکس خبری شما تاثیر فراوانی خواهد گذاشت.

     

  •    تا سر حد امکان از تداخل اشیاء و سوژه‌های اضافه که به سوژه مورد نظر شما کمک نمی‌کند جلوگیری کنید.

     

  •   در صورت امکان حداکثر کادر بندی تصویری را در لحظه عکاسی انجام بدهید. معمولاً کادره کردن سوژه بعد از عکاسی در موقع چاپ به کیفیت عکس لطمه خواهد زد.

     

  •   در حداقل زمان بهترین نقطه را برای سوژه مورد عکاسی در رابطه با لنز و دوربین انتخاب کنید.

     

  •    در صورت امکان آنچه را می پسندید و لازم و ضروری میدانید در تصویر خود وارد کنید و بر عکس هر چه غیر ضروری و زشت است از کادر انتخابی خود خارج کنید. البته در بعضی از عکس‌های خبری مخصوصاً رپرتاژهای خبری و سیاسی این کار غیر ممکن است. باید بعد در چاپ با کمک فتوشاپ اصلاح کنید. امروزه یکی از ارجعیت‌های دوربین دیجیتال در همین سادگی مونتاژ و روتوش است.

     

 

 

فتوژورنالیسم ـ یک عکس در خدمت سوژه های مطبوعاتی مانند کنفرانس‌های مطبوعاتی کنفرانس‌های سیاسی ـ نشست‌های هنری ـ نشست‌های سینمایی ـ تئاتر ـ ورزشی - سخنرانی‌های مختلف با تماشاچیان سالن و انبوه و سخنرانی‌های در سالن‌های کوچک با مدعوین خصوصی و دعوتی چه مطبوعات چه حرفه‌ای‌ها و خصوصی- جشن‌ها - عزاداری‌ها - روزهای تاریخی و اتفاقات ناگهانی مرگ و میرها - تودیع جوایز از نوبل تا اسکار- افتتاح‌ها و بسیاری کارهای مطبوعاتی دیگر که به عکس و عکاسی احتیاج پیدا می‌کند. در هر کدام از سوژه‌های فوق  زاویه ـ دوربین ـ لنز- محل و سایر وضعیت عکاسی باید دقیقاً با سوژه درست انتخاب شده باشد و گرنه عکس خبری کاملاً سرد و خشک است و جذابیت تصویری نخواهد داشت. آنچه که در عکاسی خبری باید رعایت شود عبارت است از :

 

1-     آرتیست موضوع در تصویر کاملاً مشخص باشد.

 

2-     حالت شخص مورد نظر در رابطه با نوع جلسه درست عکاسی شده باشد (اگر حالت شخص در تضاد شدید باشد برای آرشیو و استفاده‌های دیگر و متضاد به درد خواهد خورد مانند ژست خندان در عزاداری و قیافه گریان در جشن‌ها).

 

3-     علت برپایی جلسه و آرتیست آن باید با انتخاب محل درست عکاس نشان داده شود.

 

4-     دست‌ها، صورت‌ها چه خود سوژه اصلی چه اطرافیان مزاحم عکاس و تصویرسازی نباشد و با مقصود عکاس همه چیز در هارمونی باشد.

 

5-     با تعویض لنز و تغییر محل و بخصوص تغییر ارتفاع – زاویه دید – وسعت تصویر و رابطه‌ی مدل و سوژه اصلی با جلسه و مهمانان حتماً دیده شود.

 

 

 

رپرتاژ و فتورپرتاژ

 

رپرتاژ از جلسه‌ی سخنرانی مخصوصاً اگر طولانی باشد و در ضمن تمام یا بیشتر مطالب سخنران به صورت مقاله در رپرتاژ چاپ خواهد شد چنین جلسه‌ای به فتورپرتاژ یا به زبان ساده تر یک سری عکس احتیاج دارد. عکاس باید به فراخور سوژه‌ی مورد بحث نه تنها پرتره‌ی سخنران را - هم کلوزآپ صورت هم با دست - بلکه با سالن و مدعوین نیز باید عکاسی کند. به فراخور سوژه روزنامه نوع سخنرانی و دیدگاه نویسنده و عکاس هم می توان مثبت و تبلیغاتی عکس‌ها را انداخت و هم می‌توان بر عکس، عکس‌ها و جلسه و سخنران را کاملاً منفی و مسخره نشان داد. با لنز تله از انتهای سالن می‌توان سخنران را از روبرو و هم چنین از چپ و راست سالن، نیم رخ عکاسی کرد. در ضمن با لنز نرمال و لنزهای واید سخنران و مدعوین و مدعوین و سخنران و در ضمن فقط مدعوین مخصوصاً اگر چهره‌ی معروف باشند جداگانه عکاسی کرد. دقت و گوش کردن مدعوین و یا چرت زدن و دهن دره کردن آنها بستگی به طرز تفکر گزارش‌گر و عکاس و روزنامه‌ی عکاس دارد که چه نوع رپرتاژی مورد نظر هیات تحریریه و نویسنده می‌باشد. عکاسان آزاد معمولاً از یک چنین جلساتی هر دو نوع تصاویر را تهیه می‌کنند و هر سری را به مشتری مخصوص آن ارایه می‌دهند. فقط باید دقت کرد در جلسات سیاسی و انتخاباتی هر نوع عکس مجاز نیست و می‌تواند برای عکاس بعد از چاپ دردسر ایجاد کند.

 

 

 

افتتاحیه ها و جلسات خیریه و تبلیغاتی

 

اگر از افتتاح یک بیمارستان – ایستگاه مترو- سالن ورزشی و امثالهم رپرتاژ تهیه می‌کنید حالت سخنران- لحظه‌ی مورد نظر- حالت مدعوین و مردم- پرچم‌ها- علامات رسمی- گل‌ها- نوار افتتاحیه و در صورت یادبودی بودن جلسه، نمونه‌های تصویری- تاریخی که زمان‌های متفاوت را در یک تصویر نشان بدهد ضروری هستند در حاشیه تمام اینگونه جلسات همیشه چند صحنه‌ی  غیر‌مترقبه و سوژه‌های مهیج نیز وجود دارد.

 

 

 

میتینگ رژه و دمونستراسیون

 

در عکس‌های این سوژه ها باید حتماً پلاکاتها- اونیفرم – لباس – پرچم ها و مخصوصاً چهره‌ها و صفوفی که با سوژه‌ی میتینگ رابطه دارد عکاسی شود. استفاده از لنز واید شدید و تله‌های قوی در ضمن زاویه‌ی مناسب و یا حتی غیر عادی فتورپرتاژ را گویاتر و جذاب تر خواهد کرد.

 

 

 

نمایشگاه‌ها

 

در رپرتاژ از نمایشگاه باید معماری سالن - هنرمند و استادان - مجسمه و یا سوژه‌هایی که به نمایشگاه مربوط می‌شود به صورت جداگانه توام با انسان و بدون انسان عکاسی شود تا بتوان در رابطه با مقاله و رپرتاژ از عکس‌ها در متن استفاده کرد. اگر مقاله مفصل و همه جانبه باشد و عکاس از تمام زوایا و سوژه‌های مربوط به مقاله تصویر نداشته باشد متاسفانه تکرار عکاسی در بسیاری مواقع ممکن نیست و عکاس موقعیت زمانی خود را از دست داده است. در بسیاری از نمایشگاه‌ها عکاس به نور- فیلتر و حتی دوربین متنوع احتیاج پیدا خواهد کرد چه بهتر که در چنین جلساتی عکاس هر دو نوع 135 و 120 را همراه داشته باشد، در نمایشگاه‌های نقاشی و یا نمایشگاه اشیاء شفاف و یا تاریخی پشت ویترین به فیلتر پولار احتیاج خواهد شد. معمولا این‌گونه نمایشگاه‌ها نورپردازی شده اند و عکاس فقط باید فیلتر و فیلم مناسب را در رابطه با کلوین نور داشته باشد.

 

 

 

موزه‌ها، مساجد و معابد

 

در تهیه رپرتاژ از این‌گونه مراکز بر خلاف بقیه رپرتاژها به سه پایه احتیاج دارید. در ضمن نور موجود در این‌گونه سالن‌ها در تمام روز جذاب نیست و بهتر است عکاس قبلاً از محل دیدن کرده و زمان و ساعت مناسب را پیدا کند در ضمن به نور اضافه که حتماً باید لامپ نور روز(5500 کلوین) باشد که در مخلوط شدن با نور پنجره‌ها رنگ‌ها خراب نشود. کتیبه - نقاشی - پرتره - گچ بری‌ها و مجسمه‌ها هر کدام نورپردازی حرفه ای خود را لازم ندارد که از دایره‌ی کار و تجربه‌ی عکاسان خبری وسیع‌تر است و بهتر است عکاسان خبری آن را بیاموزند یا از همکاران خود در رشته عکاسی صنعتی و معماری استفاده کنند. چون فلاش خبری به هیچ وجه به درد این عکاسی نخواهد خورد و حتماً عکس سوژه‌های موجود در محل را غیر حرفه ای و تاریک و زشت خواهد کرد. به طور مثال عکس کامل از سقف مسجد شیخ لطف الله در اصفهان یا مسجد امام که در یک روز تاریخی با حضور شخصیت‌های مذهبی باید عکاسی شود یا کلیسای جلفا در مراسم عید پاک در عمل عکاس خبری با مشکل نورپردازی روبرو خواهد شد. معمولاً مراسم و جلساتی که در محل مخصوص و یا تاریخی انجام بگیرد که عکس مخلوطی از عکس خبری به اضافه معماری و یا تکنیکی است. عکاسان باید صبر و حوصله و دانش کافی داشته باشند و با انواع دیگر عکاسی‌ها ( اشیاء- معماری) آشنا شوند.

 

 

 

رپرتاژ از تئاتر و اپرا و باله و رقص‌های محلی

 

عکاسی تئاتر و سینما همانند عکاسی صنعتی یا عکاسی معماری و سایر رشته‌های حرفه ای عکاسی قوانین و شرایط و آموزش حرفه ای را دارد و از تهیه یک رپرتاژ خبری از تئاتر و یا باله و امثالهم به مراتب سخت‌تر و پیچیده تر است. از آخرین تمرین‌ها با لباس بازی و نورهای اجرائی عکس تهیه کنید دست شما بازتر است. لحظه‌هایی را که از تمام مساحت و دکور استفاده می‌شود و تعداد زیادتری بازیگر در صحنه هستند و در ضمن خشک و مرده نیست برای رپرتاژ هنری مطبوعاتی مناسب تر است. فیلم حساسیت بالا به مراتب کار شما را راحت‌تر خواهد کرد. بهترین دکور را که در پرده‌ها می پسندید با واید کامل از پشت سر تماشاچیان عکاسی کنید. اگر در مقاله صحبت از دکور خواهد شد به این زاویه احتیاج پیدا خواهید کرد. کلوزآپ بازیگران اصلی را در مهیج‌ترین لحظه بازیگری عکاسی کنید. از لحظات بحث و گفتگوی نویسنده، کارگردان با بازیگران در حین تمرین حتما عکس بیاندازید. اگر مقاله با مصاحبه توام شود وجود این عکس ضروری است. اگر کارگردان و نویسنده روی صحنه نباشند و ردیف اول نشسته‌اند، در تمرینات آخر از بین بازیگران ردیف اول آنها را عکاسی کنید. از فلاش استفاده نکنید با نور موجود عکاسی کنید. آنچه باید در مقاله و رپرتاژ بازتر شده و نویسنده به صورت نقد و تحلیل مطالب را عنوان کند شما باید در بین عکس‌های رپرتاژ خبری تئاتر و باله و غیره داشته باشید: کل دکور با بازیگران بیشتر، تمام دکور پرده‌ها بدون بازیگر، صحنه انبوه بازیگران در بازی دسته جمعی و مهیج و زنده، بازیگران اصلی یک نفره، دو نفره و حداکثر سه نفره مخصوصاً اگر در رابطه با داستان باشد. عکس از حضور نویسنده و کارگردان هم روی صحنه و هم در حال تماشای بازی. ارکستر و همسرایان را حتماً جداگانه از پهلو و روبرو عکاسی کنید. تمام قد، یک نفره و نیم تنه دو نفره و بیشتر گویا‌تر است.

 

حادثه اصلی داستان باید در بهترین لحظه عکاسی شود. در گیری، قتل، دوئل، فریاد، بهت و حیرت، شادی و برخورد تماماً در رابطه با داستان، لحظات مهم و ارزشمند تصویری هستند که کمک بزرگی به کامل شدن و رسا بودن مقاله خواهد کرد.

 

 

 

رپرتاژ از روزهای تاریخی و جشن‌های سالانه و فستیوال‌های بزرگ در هوای آزاد و یا سالن یا استادیوم‌ها

 

در بیشتر رپرتاژ‌های فوق حتماً باید خود را به محلی بالاتر از سطح زمین برسانید. ایوان‌ها، داربست‌ها، سقف وسائل نقلیه، ایوان منازل مشرف به محل، بالکن‌های سالن‌ها. به دلیل تنوع تغییرات لحظه‌ای سوژه‌ها مخصوصاً در رژه‌ها مجبورید مقدار بیشتری مواد اولیه مصرف کنید. در این‌گونه مراسم همیشه تعداد زیادی نوشته و شعار و پرچم‌های مخصوص نیز وجود دارد حتما باید از پرچم‌ها و نوشته‌ها و آرم‌ها عکس داشته باشیم. درتمام فستیوال‌ها چهره‌های گروهی با حرکتی هم شکل دارید، مانند شعار دادن، شعر خواندن، عصبانی بودن، شاد بودن، دست زدن، هورا کشیدن‌های دسته جمعی که باید برای تکمیل رپرتاژ عکاسی کنید.

 

در بیشتر مراسم فوق ممکن است به فراخور نوع تجمع چهره‌ی معروف سیاسی، هنری، علمی و ورزشی حضور داشته باشند. چندین عکس از حالات این مدعوین ضروری است.

 

سوژه‌های متضاد مثلاً میتینگ سیاسی یا رسمی با پس زمینه پوستر تبلیعاتی کمدی و شوخی. فستیوال و رژه جوانان با چند تماشاچی بسیار پیر و با چهره ای کاملا متعجب یا شوخ. یک نوزاد خوابیده روی شانه‌ی پدر یا آغوش مادرش. یا مثلاً قاطی شدن شرکت کنندگان با یک الاغ سوار در حال عبور. بعضی مواقع لباس و یا تی شرت نوشته دار، کلاه غیر عادی، حتی چهره‌ی یک آدم استثنائی، تک نوازنده طبل، شیپور یا ساز دیگر، دایره‌ی رقاصان خیابانی، توقف چند نفر کنار دستفروش‌های در حال نوشیدن نوشابه با بطری یا شوخی یا گلاویز شدن دو نفر با پس زمینه فستیوال و سوژه‌ی اصلی به مطالب و محتوای رپرتاژ کمک می کند.

 

 

 

رپرتاژ‌های ورزشی

 

اینگونه رپرتاژها به چند دسته تقسیم می شوند. 1- داخل سالن‌های ورزشی کوچک، استادیوم‌های سرپوشیده از مسابقات شطرنج و بیلیارد و پینگ پنگ تا والیبال، بسکتبال، فوتبال سالنی، شمشیر بازی، ژیمناستیک، شنا و شیرجه و ... 2- فضای باز مثل مسابقات فوتبال، اسب دوانی و اسکی. تنوع و تفاوت فضائی و در ضمن مشکلات عدم امکان نزدیک شدن به شرکت کنندگان ما را مجبور می‌کند بیشتر از راه دور عکاسی کنیم. در بیشتر عکاسی‌های فضای آزاد احتیاج به تله‌های بسیار بزرگ داریم. در سالن‌ها هم برای کلوزآپ قهرمانان به لنز تله احتیاج پیدا خواهیم کرد در نتیجه به علت تله بودن لنز و در ضمن احتیاج به سرعت‌های بالا مجبوریم مشکل را با فیلم حساسیت بالا حل کنیم. تغییر محل عکاسی به فراخور نوع مسابقه، تنوع پس زمینه و تنوع عکس‌ها را بالا خواهد برد. آفتاب‌گیر فانوسی برای مسابقات هوای آزاد ضروری است یا مطالعه ی کتاب‌های ورزشی و تماشای عکس‌ها و تمرین و مقایسه‌ی عکس‌های خیلی حرفه‌ای با عکس‌های خودتان به راحتی متوجه نقص کار خود و اشکالات و کمبود لنز، محل ایستادن نامناسب و سایر نقایص خواهید شد. زوم‌های با کیفیت بالا که متاسفانه چندان ارزان هم نیست قدری کار را آسان‌تر خواهد کرد و ممکن است به تغییر لنز و تغییر محل احتیاج کمتری پیدا کنید. اگر به عکس‌های استثنائی مثلاً کلوزآپ چهره‌ی شناگر در خط پایان و یا دونده‌ها در خط پایان احتیاج دارید فقط نقاط خاص را باید انتخاب کنید. یا پرش اسب سوار از روی مانع از روبرو و چهره ی کلوزآپ سر و سر اسب با هم فقط از یک نقطه خاص ممکن است. اگر احتیاج به تماشاچی نباشد بسیاری از عکس‌ها را می توان در تمرینات نهائی نیز از ورزشکاران تهیه کرد که معمولاً شانس ورود به فضای مسابقه هم وجود دارد و کار عکاسی آسان‌تر خواهد شد.

 

 ادامه مطلب را اینجا بخوانید:

 

 http://photoalefbe.persianblog.ir/post/4

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۸ تیر ۱۳۸٦ - مسعود معصومی

چه عکاسی را موفق و هنرمند یا مثلاً حرفه‌ای مینامند؟

چه عکاسی را موفق و هنرمند یا مثلاً حرفه‌ای مینامند؟

 

1-     هر عکسی که میاندازد همه بَه بَه چَه چَه میکنند و رسانه‌ها و مطبوعات تا همه را با این عکس‌ها خفه نکنند راحتمان نمیگذارند.

2-     هر عکسی که میاندازد ایکی ثانیه مشتری پیدا میکند آنهم به قیمت‌های بالا بعبارتی نونش یعنی عکسش تو روغنه و کیف میکنه.

3-     عکس را برای دلش میاندازد و گور پدر بقیه. چه مردم خوششان بیاد یا نیاد کوچکترین اهمیتی نداره و اصلاً عکسهاشون را به کسی حتی به برادرشون هم نشون نمیدن.

4-     عکس رو برای رو کم کردن انداخته یعنی یه عکاس دیگه رو خواسته خیط کنه و عکاسی رو با کاراته عوضی گرفته. اگه عکسش در رقابت با یه عکس دیگه نباشه اصلاً حال نمیکنه.

5-     عکس برای این گروه جای قلاب ماهی‌گیریه و حتماً باید با عکسش یا یه کسی رو بلند کنه و یا یه ماهی رو از تورهای رقیب با قلاب یعنی با عکس خودش به کلکسیون ماهی‌های خودش اضافه کنه.

6-     عکس فقط عکسیه که اشک مردم رو در بیاره... یه جسد باد کرده و پاره پوره شده کنار خیابون یه بچه‌ی زخم و ذیلی که تو بغل مادر از خودش درب و داغون‌تر داره نفسهای آخر رو میکشه. یه ساختمان خراب شده فرق نمیکنه که با زلزله خراب شده یا با بمب یا خلافی داشته شهرداری خراب کرده. مهم خرابیه که بیننده رو غصه‌دار کنه. بعضی از مطبوعات مخصوصاً فرنگی‌ها کشته مرده اینجور عکسها هستند که یه جوری باهاش به صحرای کربلا بزنن و خلاصه با یه عکس تو کار بهداری یا شهرداری یا فرهنگ یا دولت بزارن.

7-     عکاسهایی هم هستند که تشریفات و مقدمات عکاسی براشون جذاب‌تره. جور کردن چند تا رفیق با ماشین سواری یا کاروان مناسب و مرفه. کیسه خواب. ساندویج فراوون و البته دوربین با یه کامیون لنز و فیلم متنوع که مثلاً قراره از ختنه سورون داداشش عکس بندازه چه بسا که اصلاً عکسها چاپ هم نشه که مهم نیست. مهم جور کردن برنامه عکاسی بوده که انجام گرفته و تموم شده.

8-     هر عکس که میاندازه به یک حادثه یا خاطره چسبیده. اصلاً عکس بدون شرح و دلیل که انداختن نداره هر عکس باید با یه خاطره توام باشه. حالا فرق نمیکنه که منظره طبیعتش حتماً روز سیزده بدر باشه یا خاطره‌ی روز آشنائی با یک نفر در کنار دریاچه ارومیه. گلگیر درب و داغون شده در تصادف یا پرتره پلیس که مثلاً داره دوستش رو جریمه میکنه. خلاصه هر عکس باید یه خاطره و داستان همراهش باشه وگرنه مفت گرونه.

9-     عکسی رو باید انداخت که هر جور هم که توضیح بدیم بازم مردم نفهمند. آنقدر عکس باید عجیب و غریب و نامفهوم باشه که صد جور بشه تعریف و معنی کرد. برای همینه که بهش میگیم مفهومی یعنی هر کسی هر جور که دلش میخواد بفهمه و تعریفش کنه که معمولاً عکاس این جور عکسها دو نوع مختلفند بعضی‌ها سرشون درد میکند که تا صبح با بیننده درباره عکس‌شون حرف بزنند و کلنجار برند بعضی‌ها هم که حوصله ندارن و یه بادی به غبغبشون میاندازند که تو بچه‌ای نمیفهمی برو سواد عکاسی یادبگیر تا بتونی عکس مفهومی منو فهم کنی.

10- عکاسهائی که دانشمند عکاسی بحساب میان. تاریخ تولد همه‌ی عکاسهای معروف دنیا رو حفظه. سبک کار و عکسهای همشون رو میدونه. همه مدل دوربینهای دنیا رو میشناسه اگه پولدار باشه صدتا دویست‌تائی هم نمونه‌های مختلف معمولی و دیجیتال با یه هزارتائی لنزهای متنوع توی یک گنجه‌ی طبقه‌دار شیشه‌ای البته قفل دار تو مهمون خونه چیده که اگه یه مهمون کنجکاو درباره دوربین سؤالی کرد بیاره بیرون و بره پشت تریبون و تا تاریخ تولید و دل و جگر دوربین و لنزهاش را خوب جراحی نکنه دست از سرمون ور نمیداره ولی اشکال کار اینه که فقط تا همین جای کار رو یاد گرفته از عکس انداختن خبری نیست و تمام سوادش و وسائلش دکوره. مهمترین آرزویش اینه که همه‌ی نمونه‌های دوربینهای طلائی رو داشته باشه.

11- یک عکاسهائی هم هستند که جز خودشون هیچکس رو عکاس نمیدونن. اولاً تو هر رشته‌ی عکاسی که کار میکنند فقط اون نوع عکاسی ارزش داره و بقیه انواع عکاسی‌ها وقت تلف کردنه و بیخودی اسمش رو عکاسی گذاشتن. در رشته خودش هم به پایان نبوغ رسیده. حیف که مردم بیسوادن و قدر هنر و عکاسی اونو نمیدونن اگه پولدار باشه در گرون ترین گالری‌ها نمایشگاه میذازه با خرج خودش از کارهاش کتاب چاپ میکنه که معمولاً اینجور عکاسها یه دسته نون خور و  سینه‌زن هم دارن که پای هنرش یعنی عکسش سینه بزنن و هورا بکشن. بشرط اینکه عکاسه، سبیل چرب کردن فراموشش نشه.

12- عکاسهائی که عاشق رئیس شدنن. چه انجمن باشه چه کلوپ چه موزه باشه چه دانشکده فقط باید رئیس باشن مخصوصاً اگه مصاحبه و خبری هم باشه با اون بشه و از کانال اون انجام بشه مثل آب خوردن برای نزدیک‌ترین دوستش که دست بر قضا عکاسه سوسه میاد که نکنه خدا نکرده از اون جلو بزنه و رئیس بشه.

13- و بالاخره عکاسهائی که انقدر کار خودشون رو کوچک میکنن و از کار بقیه تعریف، که ما هم کم کم به سلامت فکر و روحش مشکوک میشیم. عکاسی رو با درویشی عوضی گرفته. ورد زبونش اینه که من کجا و عکاسی کجا؟ وقتی یک عکسش معرکه باشه و دیگه نتونه زیرآب عکس خودش رو بزنه میگه اتفاقی بود که انداخته، شانس آورده باصطلاح از دستش در رفته. جون همه رو بلب میرسونه تا راضی بشه یه نمایشگاه بذاره یا کارهاشو چاپ کنه. هزارو یک دلیل روانی و اخلاقی میاره که هنر عکاسی نزد دیگرانه و کارهای اون معمولیه و همه بهش لطف دارن و بیخودی تعریف میکنن.

اگر شما با نوع دیگری از عکاسها برخورد کردید بمن خبر بدین که منهم جدول عکاسهام رو با کمک شما کاملتر کنم.

علیرغم تنوع و تفاوت عکاسان هنرمند و غیرهنرمند، هنر و تکنیک عکاسی از کرات و کهکشان تا اعماق دریاها. از وسط یخچالهای قطب تا صحرای آفریقا هزاران هزار صحنه رو ثبت کرده و کمتر سوژه‌ای وجود داره که عکاسی در اون نقش نداشته باشه. باید بپذیریم وسعت دایره و فضای این رشته آنقدر وسیع شده که نمیتوانیم عکاسی رو از هنر- صنعت- ورزش- سیاست و اقتصاد و حتی علم و دانش جدا کنیم. چه ساز بزنیم و چه شکم پاره کنیم چه این پاره کردن در اطاق جراحی باشد یا در جنگ و سازمون رو چه در کنسرت بزنیم یا تنهائی کنار یک برکه آب، به عکس و عکاسی احتیاج پیدا خواهیم کرد و بدمون نمیاد با عکس خاطره و صحنه هر اتفاقی رو جاویدان کنیم بالاخره این تبّ و این گنده‌کردن زیاده از حدّ هنر و تکنیک عکاسی فروکش میکنه و عکس محل واقعی و طبیعی خودش رو در زندگی بشر پیدا میکنه. آنچه که متاسفانه ضروری و اجباریه یاد گرفتن و نسلط پیدا کردن به این هنر و تکنیکه تازه اون روز که برسه گرفتاری عکاس شروع میشه ولی ارزششو داره و لذت هیجان اون به زحمت یاد گیری این فنّ میارزه. از اون گذشته بهمون هنرمند هم میگن.

 نوشته: مسعود معصومی

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦ - مسعود معصومی