photoalefbe

 

کسادی کار و کاسبی عکاسی

پیشنهادات در مبارزه با کسادی کار و کاسبی عکاسی

 

خوشا بحال کسانیکه عکاسی را فقط برای سرگرم شدن و تفریح دوست دارند و احتیاج مالی ندارند، وای بحال کسانیکه ناگزیرند خرج زندگی خود را از عکاسی تامین کنند. البته اگر فراگیری و تمرینات آنها با علاقه و لذت توام باشد قابل تحمل است ولی اگر به هر دلیلی علاقه‌ی چندانی هم به تکنیک و هنر عکاسی نداشته باشند و از روی احتیاج و اجبار عکاسی میکنند باید منتظر زخم معده تا بیماریهای روانی باشند. مخصوصاً زمانیکه متوجه شوند این رشته مانند سابق دیگر درآمدی ندارد و باید این همکاران هنرمند-زحمتکش، یک شغل دومی هم دست و پا کنند.

بحث اصلی و مشکل اساسی ما عکاسان در انجمن‌ها و دور هم جمع شدن‌ها و سمینارهایمان اینستکه چه ابتکاری باید بخرج دهیم که عکاسی بعنوان شغل خرج زندگی ما را تامین کند. لازم است آنچه را که دوستان تجربه کرده و حدوداً به نتایج مفیدی هم رسیده‌اند برای شما بازگو کنیم.

اول از همه شما در چه رشته‌ای کاسب هستید؟ عکاس عروس و داماد و جشن نامزدی و تولد با عکاس آثار باستانی و یا با یک عکاس صنعتی و تبلیغاتی خیلی فرق میکند. عکاسان معماری یا تبلیغاتی کسر شان میدانند از عروس و داماد عکس بیاندازند و یا بالعکس یک عکاس پرتره اصلاً حوصله عکاسی تبلیغاتی از سیخ و سه‌پایه را ندارد و آنرا مسخره میکند. متاسفانه بعلت کساد شدن بازار عکاسی باید این اخ و اوخ‌ها را کنار بگذاریم و به تمرین و یادگیری سایر رشته‌های عکاسی رضایت بدهیم. مرحله‌ی بعدی مطالعه‌ی بازار کار و ابتکارات تازه در گرفتن سفارشات عکاسی است. اوائل کار مجبورید بعنوان بازاریابی و خلق موقعیت‌های جدید قدری خرج کنید. بیاموزید از یک عروس و داماد جوان و جذاب با زمینه‌های جذاب و ژست‌های ابتکاری چند عکس مکش مرگ من بگیرید و کنجکاوی و علاقه‌ی بقیه را برانگیزید و یا برای عکاسی تبلیغاتی یکی از محصولات کوچک خوراکی- پوشاکی و یا زندگی را کاملاً متفاوت با آنچه در بازار وجود دارد عکاسی کنید وبا چاپ چند نمونه‌ی بسیار جذاب بسراغ مدیر عامل آن شرکت تولیدی بروید. در مورد آثار باستانی هم باید چه از مراکز معروف معماری یا نقاط گمنام ولی در عوض خیلی جذاب عکاسی کنید. مخصوصاً با لنزهای سوپرواید و با چاپ نمونه‌هائی بدیدن مدیران هنری دولتی و غیر دولتی بروید آلبوم‌های نمونه‌ها- اسم و آرم طراحی شده و در صورت امکان چند خط نوشته‌ی خیلی جذاب و محترمانه برای گرفتن سفارش ضروری است. پیگیری و دلسرد نشدن، آرامش و صبوری یادگیری صحبت کردن کوتاه و بدون پز و ژست، کمک زیادی به موفقیت شما در گرفتن سفارش خواهد کرد. مطالعه و آشنا شدن با بازاریاب‌ها و مسئولان نیز در زودتر به نتیجه رسیدن زحمات شما موثر است. لطفاً در هر رشته‌ای که خیال کار کردن و کسب درآمد دارید، حداقل سه چهار نمونه‌ی متنوع و مدرن تهیه کنید که دایره‌ی بازاریابی و فعالیت شما وسیع‌تر شود و سریع‌تر به نتایج مورد نظرتان برسید. مطالعه‌ی نمونه‌های متنوع در کتابها و کاتالوگ‌ها و مجلات خارجی و تماشای سایت‌ها و بهره وری مبتکرانه و انطباق آنها با سلیقه ایرانی‌ها حتماً نتیجه خواهد داد. وضعیت عکس از نظر کیفیت و محتوی نه فقط در ایران بلکه در سطح جهان تغییر کلی پیدا کرده‌است ظاهراً دوران عکسهای شسته و رفته و تکنیکی و واضح با کنتراست سالم و درست بسر آمده. مخصوصاً در این سالهای جدید با موج دوربینهای دیجیتال و امکانات کامپیوتری عکاسی بمراتب ساده‌تر و روان‌تر شده و سطح توقعات مردم و جوامع هنری کاملاً دگرگون گردیده است. نمایشگاه‌های عکس جهانی و گالری‌ها تعدادشان دیگر قابل شمارش نیست. در ضمن نه فقط سالانه بلکه هر ماه و یا هفته در یک شهر چندین گالری و نمایشگاه برپاست با این وضعیت تنها کار کردن با دوبین‌های کلاسیک کافی نیست و بهتر است شما هم نه تنها دیجیتال را به جعبه خود اضافه کنید بلکه تا سر حد امکان با امکانات فتوشاپ و مونتاژهای کامپیوتری آشنا شوید و یا بهتر اینکه با دوستان هنرمند گرافیست خود مشورت و همکاری کنید. هر چه ابتکارات و خلاقیت‌های جدید ارائه بدهید شانس نجات کیف خالی پول شما بیشتر خواهد شد. البته خوشا بحال عکاسانیکه پولدار هستند یا فک و فامیل پولدار و در ضمن دست و دل باز دارند و غضه‌ی بی پولی و گرانی وسائل و نداشتن استودیوی حرفه‌ای را نمیخورند. روی صحبت من با بچه‌هائی است که کیسه‌شان تهی است و لازم است در این بازار جدید و شلوغ خرج خود و خانواده را در بیاورند و یا جبران ملیونها تومانی را که خرج تحصیل عکاسی در دانشکده‌های عکاسی کرده‌اند. که نمیدانم ضروری بوده یا بدون این چند سال رفت و آمد و زحمت و مهاجرت و دلهره هم میشد عکاسی را یاد گرفت. البته به شانس تحصیل کرده‌ها استخدام دولتی را میتوان اضافه کرد.

با آرزوی موفقیت برای همه

نوشته: مسعود معصومی

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧ - مسعود معصومی