photoalefbe

 

عکس از وضوح شروع میشود

 

عکس از وضوح شروع میشود

 

اگر یک عکس واضح نباشد این احساس به بیننده دست میدهد که عکس خراب شده‌است. مگر اینکه مقصود عکاس نمایش حرکت یک سوژه یا تخیلی و مفهومی بودن آن باشد. بحث درباره‌ی عکس با واضح بودن آن شروع می‌شود. معایب و اشکالات عکاسی مانند، رنگِ نامناسب، کادربندی غلط، پرسپکتیو زشت همه و همه در یک عکس واضح مورد دقت و بحث قرار میگیرد. در زبان خارجی بجای واضح لغت تیز (مانند چاقوی تیز و بُرنده) بکار میرود مقصود این است که برق تیزی یا وضوح باید چشم ما را باز کند.

عکس‌های معروف آنسل آدامز از طبیعت یا پرتره‌های یوسف کارش. با بُرَنده یا واضح بودن خود سال‌هاست چشم و روح ما را جذب کرده‌است. بعد از وضوح، پرسپکتیو و نسبت اجزاء عکس با یکدیگر و هم چنین رابطه جذابیت و انتخاب رنگ سوژه‌های عکاسی شده و سلیقه عکاس در کادربندی آن سرنوشت جذابیت شدید یا معمولی بودن و دست آخر زشت و بی‌ارزش بودن آن را رقم خواهد زد. مقدار ضروری وضوح هر عکس در رابطه با رعایت بقیه ضروریاتی که توضیح دادم اهمیت پیدا میکند. نقش و اهمیت نور و رنگ با واضح بودن شروع می‌شود تقریباً در تمام مقالات و دروس عکاسی از هر دیدگاه و سلیقه‌ای که نگاه کنیم مجبوریم درباره نور آن هم بحث کنیم.

البته در عکسبرداری‌هائی که کنترل نور، تنوع و مقدار آن در اختیار عکاس باشد هر چند کار آسان‌تر خواهد شد ولی اشکال در این است که با وجود این شانس که نصیب ما در لحظه عکاسی شده اگر متاسفانه عکس هنوز ضعف تکنیکی یا هنری داشته باشد، در دنیای وسیع و رقابتی امروز این عکس شانس چندانی ندارد در عکاسی لحظه چه ژورنالیستی و حوادث و یا در طبیعت مانند رعد و برق و پرندگان و وحوش و غیره باشد عکس ما هنوز شانس دفاع و پُزدادن دارد. در هر نوع عکاسی بهتر است گوشه چشمی به نور داشته باشیم و از این وسیله در خدمت سوژه مورد نظرمان استفاده کنیم باید نور را در هر نوع عکسی بیاموزیم ببینیم و بکار ببریم.

بعضی عکاسان وسواس زیاده از حد درباره نور را غیر ضروری و تا حدی بیمارگونه می‌دانند عده‌ای هم آن را دلیل ضعف در خلاقیت و سلیقه هنری می‌شناسند. نسل‌های جوان و امروزی عکاسی هم آن را کهنه و از مُد افتاده می‌نامند و معتقدند در عکاسی دیجیتال لازم و اجباری نیست. با وجود این، محض اطمینان هم که شده چند سوژه‌ی متنوع عکاسی را با رعایت داستان نور مناسب و وسواسی و هم چنین معمولی عکاسی کنید تا بتوانید واقعیت نقش نور را در عکاسی مقایسه کنید. مثلاً یک دشت با سبزه و سنگ در فضای جلو و درخت و کوه درفضای دور را با زوایای تابش مختلف در ساعات مختلف عکاسی کنید. نقش نور در نمایش برجستگی حجم‌های سنگ‌های جلو و سایه‌های بزرگ صحنه پشت را در عکس‌ها تماشا کنید آنوقت نقش نور در خلق تصویر بهتر روشن میشود.

یا در کوهستان پوشیده از برف در نور شدید خورشید یکبار با محاسبه نور کمتر و یکبار با نور زیادتر عکاسی کنید (چه آنالوگ چه دیجیتال) با دقت در مقایسه این دو عکس نقش نور را در غیب شدن اجزاء در قسمت‌های سفید تصویر و یا بر عکس نمایش برجسته‌ی آن اجزاء را ببینید. با دو سه واحدِ نوری کم و زیاد کردن نــــور، دو تصویر کاملاً متفاوت خواهید داشت. نقش نور و نوع آن در عکاسی استودیوئی و یا معماری داخلی غیر قابل تصور است. اگر برای اصلاح رنگ و کنتراست نور از فیلتر هم استفاده کنیم مسلماً عکس‌های‌مان از نظر تکنیکی تغییر خواهد کرد.

در ضمن از بین رفتن اشکالات نور و رنگ در خلاقیت و کشف تصاویر بهتر مؤثر است و سرعت عمل در تنوع و درک تصویری ما را بالا خواهد برد.

عکاسان کهنه کار طبیعت نـــور را به قلم مو و جعبه رنگ نقاش‌ها تشبیه کرده‌اند که هر چه نور را بهتر بشناسیم تابلوهای‌مان زیباتر خواهد شد.

انتخاب کادر تصویری، نمایش سوژه‌ٔ اصلی در تصویر کادره شده سهم اشغال سوژه‌ها در کادر بسته‌شده توسط دوربین، کم و یا زیاد کردن سوژه‌های درجه دو و سه در خدمت به سوژه‌ی اصلی، اینها اشکالات و دردسرهای قبل از شروع به عکسبرداری است. بر مبنای تجربه و امکانات تکنیکی این برنامه مقدماتی به مرور سریع‌تر و زیباتر انجام خواهد گرفت. تصمیم در انتخاب لنز مناسب برای کادر بسته شده، استفاده از فیلتر در صورت ضرورت زیباتر کردن تصویر، انتخاب ارتفاع دوربین و زاویهٔ عکسبرداری همه و همه به خلاقیت تصویری و سلیقه ما مربوط میشود. از این لحظه به بعد سرنوشت عکس و کادر انتخاب شده ما به زاویه تابش، شدت و نوع نور مربوط میشود. اگر مانند رفع یکایک مشکلاتی که اشاره کردم نور هم قابل کنترل باشد، حتماً عکس ما بدون عیب و اشکال خواهد بود. معمولاً در عکسبرداری‌های داخلی و استودیوئی، کنترل نور مشکل ساز نیست ولی در هوای آزاد و فصول مختلف در ساعات متفاوت روز اگر بین ابتکارات و سلیقه و خلاقیت تصویرسازی ما و نور، هارمونی وجود نداشته باشد، مسلماً از نتیجه کار خودمان صد در صد راضی نخواهیم بود به همین دلیل بهتر است قبل از هر تصمیم  و ابتکاری وضعیت نور اجباری موجود را  شناسائی کنیم و آنوقت بر مبنای تجربه و سلیقه خودمان بین این نور و تصمیمات تصویر‌سازی خود، رابطه مناسب و معقولی بوجود بیاوریم. از انتخاب زمان عکاسی بخاطر زاویه‌ی تابش خورشید تا ابتکار در وارد کردن شاخ و برگ و سنگ و کلوخ و آب و قطره و انعکاس یا پرنده و چرنده تمام و تمام بعد از شناخت نور در تصویر انتخابی ما انجام پذیر است تا بالاخره به یک عکس صحیح و جذاب دست پیدا کنیم. شاید در شروع کار مشکلات ذکر شده ترسناک به نظر بیاید ولی در عمل تجربه نشان داده عکاسان علاقمند و مبتکر مخصوصاً آنهائیکه اصولاً طبیعت و اجزاء آن را دوست دارند و با آن مانوس هستند، بسرعتی باور نکردنی مراحل فوق را تنطیم و مرتب کرده، تصویر خلاقه خود را ثبت میکنند.

عکاسی دیجیتال هر روزه پیشرفته و همکانی‌تر میشود. در شروع کار لازم بود پولدار آنهم خیلی پولدار باشیم تا بتوانیم به صف دیجیتالی‌ها بپیوندیم. خوشبختانه با گذشت زمان شانس در خونه‌ی عکاس‌های فقیر را هم زد و این امکان بوجود آمد که فقرای علاقمند به هنر عکاسی هم بتوانند از این تکنولوژی جدید و آسان استفاده کنند.

بسیاری از عکس‌های موفق و برنده‌ی نمایشگاه‌ها با دوربین‌های معمولی و ارزان دیجیتال ولی توسط عکاسان مخصوصاً جوانان علاقمند و پشت‌ِکاردار عکاسی شده‌است. اگر آنچه را که در این فصل از وضوح، رنگ، کادربندی، پرسپکتیو نوشته‌ام و در بسیاری از مقالات قبل هم درباره آن بحث کرده‌ایم با دقت مرور و عمل کنید مسلماً بینندگان و هم شما از نتیجه کار و زحمت و خلاقیت در عکاسی راضی خواهید بود. رعایت وضوح و نور و رنگ در زمان عکسبرداری بهتر از ساعت‌ها کار و زحمت در فتوشاپ است.

موفق باشید

مسعود معصومی

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸ - مسعود معصومی