photoalefbe

 

هنرمند و گرسنگی

هنرمند و گرسنگی

با گذشت ده‌ها سال از فعالیت فرهنگی و هنری، از اینکه فاصلۀ فکری- فنی هنری و از همه بدتر دوستی و تماس ما با یکدیگر نه تنها کم و کمتر شده بلکه در مورد بعضی‌ها کار به نفاق و دشمنی کشیده شده که اسم آبرومندانه آن را رقابت گذاشته‌اند. بعضی از دوستان به هزار و یک دلیل از قبیل (فشار جامعه- عدم درک- سانسور- و یا ترس و فشار خانواده) جلای وطن کرده‌اند و بعد از سال‌ها که از راه دور شاهد زحمت و فعالیت‌های مطبوعاتی- خبری یا هنری آنها هستیم جز مواردی کاملاً استثنایی تصمیم آنها به بی خیالی و بازنشستگی بیشتر شبیه است. در داخل کشور هم تنوع سرنوشت‌ها باورنکردنی است. از تغییر شغل گرفته تا دلال و مشاور تولیدات باصطلاح هنری که خود شغلی فرنگی و خارجی است و با سنت و اخلاق هنرمندانه ایرانیان در تضاد است. تعدادی از دوستان، شغل‌های اداری- فرهنگی که قدری هم بوی هنری بدهد را انتخاب کرده‌اند که بیشتر به استراحت و رفع خستگی شبیه است و هر سال یکی دوبار با برپایی برنامه‌های آنچنانی مانند سمینار- بزرگداشت- فستیوال- جشنواره و یا نمایشگاه، حقوقکی میگیرند و حال میکنند و دیگر هیچ. تعداد انگشت شماری هم خوشبختانه احتیاج مالی ندارند و بصورت توریست در ایران و فرنگ گشتی میزنند و با تهیه سالی یکی دوتا مقاله و رپرتاژ توام با عکس، وجدان هنری خود را آرام میکنند. ولی بدبخت آنهائی که یا به علت اعتقادات یا علاقه در نهایت دست بستگی سعی میکنند با بحث و نوشتار و مصاحبه و....هنرمندان را از خواب غفلت بیدار کنند و رضایت اجتماعی فرهنگی و هنری آنان را هر روز گوشزد کنند. این آرزوی انسانی آنها قابل احترام است ولی متاسفانه نه انجمن‌های آنها و نه ارگان‌های فرهنگی- هنری و نه مطبوعات و رسانه‌ها که در آنها بقیه دوستان آن چنانی جا خوش کرده‌اند نه تنها کمکی به آنها نمیکنند بلکه بر عکس چون مطالب آنها و پرده دری هنری فرهنگی آنها باعث رو شدن دست و نیت آقایان صاحب نام و صندلی‌ها  و مشاغل میشود سعی میکنند یا با برنامه‌های شوخی و طنز موضوع را ماست‌مالی کنند یا بعضی از آنها را به قیمت‌های ارزان خریده و به دلالی و تملق گویی از برنامه‌های مکش‌مرگ‌من خودشان وادار کنند و اگر باز پررویی کردند با چند لقب تندرو! خودخواه! غرب زده! و حتی دست نشانده و یا وابسته زیرآبشان را بزنند که در این مدت بعضی از این ساده دل‌ها جلای وطن کردند بعضی هم ترک دنیا کرده هنر را بوسیده و کنار گذاشته‌اند مشغول پرورش حیوانات یا مطالعه ذن چینی و یا زندگی مدی تیشن ترک دنیایی شده‌اند.

یاد چند سال قبل بخیر چند تا از دوستان هنرمندم هنوز زنده بودند و با شوخی و خنده و تجزیه و تحلیل واقعیت جامعۀ خودمان و دنیای هنر و دوستان تغییر چهره داده. چکنم چکنم میکردیم و با برنامه‌ها و تفریحات خصوصی خودمان را آرام میکردیم. ولی ولی ولی این درست نیست. ما هنرمندان ادعای مسئولیت فرهنگی اجتماعی میکنیم و این سیر نزولی هنر روح ما را رنج میدهد. بنویسید. بگویید. ابتکار بخرج بدهید. فکر کنید چکار کنیم بدون دادار دودور بدون دعوا مرافعه و فحش و انتقادهای زیاده از حد، کمکی به نجات و والاتر شدن هنر کنیم. بابا بخدا ایران و ایرانی با قدری همبستگی و هم فکری و عشق به دوستی و فرهنگ ملی میتواند باعث طلوع خورشید هنر و انشالله هنر عکاسی خلاقه و هنری بخصوص در دوران دیجیتال شود. البته وسائل دیجیتال حرفه‌ای واقعاً گران است. ولی خوشبختانه همه که مثل ما فقیر نیستند و از ما بهتران تهیه میکنند و با یادگیری و برنامه‌های حرفه‌ای روی خارجی‌ها رو کم میکنند. ان شاء الله

 

دست و پنجۀ همکاران هنرمند عکاس و گرافیست و نقاش درد نکند با چاپ کتاب درباره سوژه‌های مختلف عکاسی و گرافیک چشم و دل ما را روشن میکنند. بعضی از بچه‌ها از ما میپرسند 1- چراتعداد چاپ آنقدر کم است (500عدد) دوم اینکه چرا بعضی از آنها آنقدر کوچک است. چهره‌های عکس و عکاشی 11در16 سانت قد یک تقویم جیبی. دیگر اینکه بعضی از کتابها برای بچه‌های رشته‌های هنری بدون توضیح و راهنمایی آموزشی است و با یکی دو بار ورق زدن حالت تقویم دیواری پیدا میکند. برای دوستان هنرمند عکس-گرافیک-نقاشی و غیره کار چندان مشکلی نیست در هر صفحه توضیحات فنی-تکنیکی،هنری درباره هر تصویر بنویسند که علاقمندان با تماشا و خواندن مطالب کتاب قدمی بجلو بردارند. مشکل کار کجاست. آیا ناشرها – شرکتها- مشاورها- ارگان‌ها با این کتاب‌ها هم در فکر درآمد و خرج کمتر سود بیشتر هستند بابا خیلی بی‌معرفتیه. باور کنید اگر سطح کار فنی هنری کار بالا بیاید و تعداد هنرمندان هم بیشتر شوند خیر و برکت هنری شامل وضع جیب آنها هم میشود. با قدری توجه بیشتر به چهره‌های غیر معروف ولی حرفه‌ای رشته‌های هنری وضع دکون ازمابهتران هم بهتر میشود و دیگر همکاران زحمتکش- هنرمندم با آه و ناله از وضع زندگی سخت مالی خود گله نمیکنند. راستی خیلی از ارگان‌های هنری- فرهنگی- مطبوعاتی رسانه‌ای حتی تجاری هم میتوانند با ابتکار در استفاده از خلاقیت و زحمات بچه‌های رشته‌های مختلف هنر نه تنها به آنها کمک کنند خودشان هم نام نیک و هم جیب پر به دست میاورند. درد دل‌ها و گله‌های دوستان در این یکی دو سال واقعاً غم انگیز شده. به خدا بسیاری از کارهایی که انجام داده‌اند ارزش نمایش و برنامه ریزی برای چاپ- نمایشگاه و تولید و فروش دارد. هر چه تنوع و ابتکار کارها در چهارچوب تنوع سوژه- تنوع اجزاء و نوآوری در تکنیک‌های قدیم و جدید بیشتر شود سطح کارها از این سکون امروز تکان خواهد خود. تشکیل جلسات نیمه آموزشی- نیمه فنی و هنری و مقایسۀ کارها با حضور خود خلاقان کارها مسلم بدانید سطح کار را بالا خواهد برد. نمونه هایی را که جمع کرده‌ام باور نکردنی است و حیف که دوستان (پول هنر دوست) توجه نمیکنند شاید نوع ارزانتر و کم خرج تر و پر سرو و صداتری سراغ دارند. دوستان ببخشید من از قافله دور و عقب هستم شاید احتیاج به راهنمایی دارم. برنامه‌های مطبوعات و مجلات و رادیو و تلویزیون میتوانند نقش حرفه‌ای تری باز کند. شاید بشود مانند بعضی از برنامه‌ها با شوخی و جوک و خنده هم کارهای خلاقه- نمایشی مقایسه‌ای- آموزشی را توام کرد. من بلد نیستم مسلماً شما بلدید.

راستی!!!

تبصره: در چهل پنجاه سال قبل از من خواستند مشخصات کامل درس‌های آموزشی و سوپرحرفه‌ای تکالیف عکاسی (آکادمی عکاسی) را به زبان فصیح فارسی آماده کنم از سال 1355 تا 1385. سه چهار بار با حضور اساتید عکاسی .... در دفتر بزرگان وزرات فرهنگ و هنر و دانشکده‌های هنر مطرح کردیم که متاسفانه جلسه با به به و چه چه و صلوات به پایان رسید و دیگر هیچ.... البته خوشبختانه سال‌هاست که مرتباً هر ساله هزاران هزار هنرمند مدرک‌دار لیسانس و فوق لیسانس در بیشتر رشته‌های هنری مخصوصاً عکاسی تحویل داده‌ایم. نمیدونم چرا نمیشه مانند سایر تولیدات ایرانی صادرشان کرد ( لو ندین میدونم چرا نمیشه). متاسفانه به دلایل زندگی اقتصادی و مخارج سنگین تحصیل و وسائل گران سال‌ها بچه‌ها به عکاسی مجالس و عروسی و پرتره استودیوئی هجوم آوردند. اوائل که آنالوگ بود تعدادی از فقر و تنگدستی نجات پیدا کردند. با پیدایش دیجیتال ناگهان حجم عکاسان صدها برابر شد کیفیت و هنر نوآوری هم که مهم نیست سلیقه سفارش دهندگان رو هم که قربونش برم. متاسفانه زنگ‌های فقر مجدد بصدا در اومده نمیدونم چیکار باید کرد. خدا کند یکی بیاد راه حلی برای مشکل اداره زندگی مالی هنرمندان جوان فکری بکنه  آرزو میکنم یه راه حل پیدا بشه نمیدونم شاید وزارت خونه ای خیریه ای انجمنی حمایت از هنرمندان محتاج را عهده دار بشه و ماها رو از گشنگی نجات بده. انشاء الله

 

روز پدر بر شما مبارک

موفق باشید

مسعود معصومی

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ - مسعود معصومی